Диван Шамса · 3230 газелей · 34603 бейтов

غزلیاتِ دیوانِ شمس

Страстные газели Руми — листайте и читайте здесь.

  1. G1 اِی رَستخیزِ ناگهان وی رحمتِ بی‌مُنتها 10
  2. G2 ای طایِرانِ قُدْسْ را عشقَت فُزوده بال‌ها 17
  3. G3 اِی دل چه اندیشیده‌ای در عُذرِ آن تقصیرها؟ 22
  4. G4 اِی یوسفِ خوش‌نام ما، خوش می‌روی بر بامِ ما 5
  5. G5 آن شکل بین وان شیوه بین وان قد و خد و دست و پا 13
  6. G6 بگریز ای میر اجل از ننگ ما از ننگ ما 9
  7. G7 بنشسته‌ام من بر درت تا بوک برجوشد وفا 22
  8. G8 جز وی چه باشد کز اجل اندر رباید کل ما 8
  9. G9 من از کجا پند از کجا، باده بگردان ساقیا 7
  10. G10 مهمان شاهم هر شبی بر خوان احسان و وفا 7
  11. G11 ای طوطی عیسی نفس وی بلبل شیرین نوا 11
  12. G12 ای نوبهار عاشقان داری خبر از یار ما 5
  13. G13 ای باد بی‌آرام ما با گل بگو پیغام ما 15
  14. G14 ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شما 12
  15. G15 ای نوش کرده نیش را بی‌خویش کن باخویش را 13
  16. G16 ای یوسف آخر سوی این یعقوب نابینا بیا 13
  17. G17 آمد ندا از آسمان جان را که بازآ الصلا 9
  18. G18 ای یوسف خوش نام ما خوش می‌روی بر بام ما 10
  19. G19 امروز دیدم یار را آن رونق هر کار را 5
  20. G20 چندانکه خواهی جنگ کن یا گرم کن تهدید را 11
  21. G21 جرمی ندارم بیش از این کز دل هوا دارم تو را 18
  22. G22 چندان بنالم ناله‌ها چندان برآرم رنگ‌ها 13
  23. G23 چون خون نخسپد خسروا چشمم کجا خسپد مها 22
  24. G24 چون نالد این مسکین که تا رحم آید آن دلدار را‌؟ 19
  25. G25 من دی نگفتم مر تو را کای بی‌نظیر خوش لقا 7
  26. G26 هر لحظه وحی آسمان آید به سر جان‌ها 10
  27. G27 آن خواجه را در کوی ما در گل فرورفته‌ست پا 45
  28. G28 ای شاه جسم و جان ما خندان‌کن دندان ما 21
  29. G29 ای از ورای پرده‌ها تاب تو تابستان ما 11
  30. G30 ای فصل باباران ما برریز بر یاران ما 9
  31. G31 بادا مبارک در جهان سور و عروسی‌های ما 14
  32. G32 دیدم سحر آن شاه را بر شاهراه هل اتی 6
  33. G33 مِی دِه گزافه ساقیا، تا کم شود خوف و رجا 29
  34. G34 ای عاشقان ای عاشقان آمد گه وصل و لقا 8
  35. G35 ای یار ما، دل‌دار ما، ای عالم اسرار ما 7
  36. G36 خواجه بیا خواجه بیا خواجه دگر بار بیا 13
  37. G37 یار مرا، غار مرا، عشق جگرخوار مرا 8
  38. G38 رستم از این نفْس و هوا زنده بلا مرده بلا 13
  39. G39 آه که آن صدر سرا می‌ندهد بار مرا 11
  40. G40 طوق جنون سلسله شد باز مکن سلسله را 7
  41. G41 شمع جهان دوش نَبُد نور تو در حلقه ما 10
  42. G42 کار تو داری صنما قدر تو باری صنما 12
  43. G43 کاهل و ناداشت بدم کام درآورد مرا 14
  44. G44 در دو جهان لطیف و خوش، همچو امیر ما کجا 16
  45. G45 با لب او چه خوش بود گفت و شنید و ماجرا 18
  46. G46 دی بنواخت یار من بنده غم رسیده را 13
  47. G47 ای که تو ماه آسمان ماه کجا و تو کجا 11
  48. G48 ماهِ درست را ببین کاو بشکست خواب ما 7
  49. G49 با تو حیات و زندگی بی‌تو فنا و مردنا 5
  50. G50 ای بگرفته از وفا گوشه کران چرا چرا 7
  51. G51 گر تو ملولی ای پدر جانب یار من بیا 11
  52. G52 چون همه عشق روی تست جمله رضای نفس ما 8
  53. G53 عشق تو آورد قدح پر ز بلاها 12
  54. G54 از این اقبالگاه خوش مشو یک دم دلا تنها 16
  55. G55 شب قدر است جسم تو کز او یابند دولت‌ها 9
  56. G56 عطارد مشتری باید‌، متاع آسمانی را 16
  57. G57 مسلمانان مسلمانان چه باید گفت یاری را 9
  58. G58 رسید آن شه رسید آن شه بیارایید ایوان را 8
  59. G59 تو از خواری همی نالی نمی‌بینی عنایت‌ها 11
  60. G60 ایا نور رخ موسی مکن اعمی صفورا را 8
  61. G61 هلا ای زهره زهرا بکش آن گوش زهرا را 8
  62. G62 بهار آمد بهار آمد سلام آورد مستان را 10
  63. G63 چه چیزست آنک عکس او حلاوت داد صورت را 8
  64. G64 تو دیدی هیچ عاشق را که سیری بود از این سودا؟ 12
  65. G65 ببین ذرات روحانی، که شد تابان از این صحرا 9
  66. G66 تو را ساقی جان گوید برای ننگ و نامی را 11
  67. G67 از آن مایی ای مولا اگر امروز اگر فردا 8
  68. G68 چو شست عشق در جانم شناسا گشت شستش را 11
  69. G69 چه باشد گر نگارینم بگیرد دست من فردا 9
  70. G70 برات آمد برات آمد بنه شمع براتی را 12
  71. G71 اگر نه عشق شمس الدین بُدی در روز و شب ما را 11
  72. G72 به خانه‌خانه می‌آرد چو بیذق شاهِ جان ما را 5
  73. G73 آمد بت میخانه تا خانه برد ما را 10
  74. G74 گر زان که نه‌ای طالب جوینده شوی با ما 7
  75. G75 ای خواجه نمی‌بینی این روز قیامت را ؟ 9
  76. G76 آخر بشنید آن مه آه سحر ما را 13
  77. G77 آب حیوان باید مر روح فزایی را 8
  78. G78 ساقی ز شراب حق پر دار شرابی را 13
  79. G79 ای خواجه نمی‌بینی این روز قیامت را 5
  80. G80 امروز گزافی ده آن باده نابی را 12
  81. G81 ای ساقی جان پر کن آن ساغر پیشین را 9
  82. G82 معشوقه به سامان شد تا باد چنین بادا 22
  83. G83 ای یار قمرسیما ای مطرب شکرخا 14
  84. G84 چون گل همه تن خندم نه از راه دهان تنها 5
  85. G85 از بهر خدا بنگر در رویِ چو زر جانا 7
  86. G86 ای گشته ز تو خندان بستان و گل رعنا 7
  87. G87 جانا سر تو یارا مگذار چنین ما را 9
  88. G88 شاد آمدی ای مه‌رو ای شادیِ جان شاد آ 5
  89. G89 یک پند ز من بشنو خواهی نشوی رسوا 4
  90. G90 ای شاد که ما هستیم اندر غم تو جانا 6
  91. G91 در آب فکن ساقی بط زاده آبی را 10
  92. G92 زهی باغ زهی باغ که بشکفت ز بالا 12
  93. G93 میندیش میندیش که اندیشه گری‌ها 5
  94. G94 زهی عشق زهی عشق که ما راست خدایا 15
  95. G95 زهی عشق زهی عشق که ما راست خدایا 10
  96. G96 لب را تو به هر بوسه و هر لوت میالا 13
  97. G97 رفتم به سوی مصر و خریدم شکری را 19
  98. G98 ای از نظرت مست شده اسم و مسمّا 15
  99. G99 دلارام نهان گشته ز غوغا 20
  100. G100 بیا ای جان نو داده جهان را 10