Диван Шамса› Газель 410 ← назад · далее →
Диван Шамса · G410 · 13 бейтов
غزل شمارهٔ ۴۱۰
Откройте любой бейт — у него своя страница: перевод, комментарий, трудные слова.
- G410:1 دوش آمد بَرِ من آنکه شب افروز منستآمدن باری اگر در دو جهان آمدنست
- G410:2 آنکه سرسبزی خاکست و گهربخش فلکچاشنی بخش وطنهاست اگر بیوطنست
- G410:3 در کف عقل نهد شمع که بِستان و بیاتا دَرِ من که شفاخانه هر ممتَحن است
- G410:4 شمع را تو گرو این لگن تن چه کنیاین لگن گر نبود شمع تو را صد لگنست
- G410:5 تا در این آب و گلی کار کلوخ اندازیستگفت و گو جمله کلوخست و یقین دل شکنست
- G410:6 گوهر آینه جان همه در ساده دلیستمیل تو بهر تصدر همه در فضل و فن است
- G410:7 زین گذر کن صفت یار شکربخش بگوکه ز عشوه شکرش ذره به ذره دهن است
- G410:8 خیره گشته است صفتها همه کان چه صفت استکان صفتها چو بتان و صفت او شمن است
- G410:9 چشم نرگس نشناسد ز غمش کاندر باغپیش او یاسمن است آن گل تر یا سمنست
- G410:10 روش عشق روش بخش بود بیپا راخوش روانش کند ار خود زمن صد زمنست
- G410:11 در جهان فتنه بسی بود و بسی خواهد بودفتنهها جمله بر آن فتنه ما مفتتنست
- G410:12 همه دلها چو کبوتر گرو آن برجندزانک جانی است که او زنده کن هر بدنست
- G410:13 بس کن آخر چه بر این گفت زبان چفسیدیعشق را چند بیانها است که فوق سخنست
ganjoor: sh410 · public domain