Читать›
Книга 5›
Раздел 76
0/9
-
M5:1917
بازگردان قصهٔ عشق ایازکه آن یکی گنجیست مالامال راز
-
M5:1918
میرود هر روز در حجرهٔ برینتا ببیند چارقی با پوستین
-
M5:1919
زانک هستی سخت مستی آوردعقل از سر شرم از دل میبرد
-
M5:1920
صد هزاران قرن پیشین را همینمستی هستی بزد ره زین کمین
-
M5:1921
شد عزازیلی ازین مستی بلیسکه چرا آدم شود بر من رئیس
-
M5:1922
خواجهام من نیز و خواجهزادهامصد هنر را قابل و آمادهام
-
M5:1923
در هنر من از کسی کم نیستمتا به خدمت پیش دشمن بیستم
-
M5:1924
من ز آتش زادهام او از وحلپیش آتش مر وحل را چه محل
-
M5:1925
او کجا بود اندر آن دوری که منصدر عالم بودم و فخر زمن