Read Daftar 1 Section 113 ← previous · next →

بخش ۱۱۳ - در بیان آنک نادر افتد کی مریدی در مدعی مزور اعتقاد بصدق ببندد کی او کسی است و بدین اعتقاد به مقامی برسد کی شیخش در خواب ندیده باشد و آب و آتش او را گزند نکند و شیخش را گزند کند ولیکن بنادر نادر

Explaining that it rarely happens that a disciple truly believes in a deceitful claimant, believing him to be someone, and by this belief reaches a station that his shaykh has not seen in a dream, and fire and water do not harm him, while they harm his shaykh, but this is extremely rare

  1. M1:2290 لیک نادر طالب آید کز فروغدر حق او نافع آید آن دروغ
  2. M1:2291 او به قصد نیک خود جایی رسدگرچه جان پنداشت و آن آمد جسد
  3. M1:2292 چون تحری در دل شب قبله راقبله نی و آن نماز او روا
  4. M1:2293 مدعی را قحط جان اندر سرستلیک ما را قحط نان بر ظاهرست
  5. M1:2294 ما چرا چون مدعی پنهان کنیمبهر ناموس مزور جان کنیم