دفتر ۱ · 27 beyts
بخش ۱۱۴ - صبر فرمودن اعرابی زن خود را و فضیلت صبر و فقر بیان کردن با زن
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M1:2295 شوی گفتش چند جویی دخل و کشت خود چه ماند از عمر افزونتر گذشت
- M1:2296 عاقل اندر بیش و نقصان ننگرد زانک هر دو همچو سیلی بگذرد
- M1:2297 خواه صاف و خواه سیل تیرهرو چون نمیپاید دمی از وی مگو
- M1:2298 اندرین عالم هزاران جانور میزید خوشعیش بی زیر و زبر
- M1:2299 شکر میگوید خدا را فاخته بر درخت و برگ شب نا ساخته
- M1:2300 حمد میگوید خدا را عندلیب کاعتماد رزق بر تست ای مجیب
- M1:2301 باز دست شاه را کرده نوید از همه مردار ببریده امید
- M1:2302 همچنین از پشهگیری تا به پیل شد عیال الله و حق نعم المعیل
- M1:2303 این همه غمها که اندر سینههاست از بخار و گردِ باد و بود ماست
- M1:2304 این غمان بیخکن چون داس ماست این چنین شد و آنچنان وسواس ماست
- M1:2305 دان که هر رنجی ز مردن پارهایست جزو مرگ از خود بران گر چارهایست
- M1:2306 چون ز جزو مرگ نتوانی گریخت دان که کلش بر سرت خواهند ریخت
- M1:2307 جزو مرگ ار گشت شیرین مر ترا دان که شیرین میکند کل را خدا
- M1:2308 دردها از مرگ میآید رسول از رسولش رو مگردان ای فضول
- M1:2309 هر که شیرین میزید او تلخ مرد هر که او تن را پرستد جان نبرد
- M1:2310 گوسفندان را ز صحرا میکشند آنک فربهتر مر آن را میکشند
- M1:2311 شب گذشت و صبح آمد ای تمر چند گیری این فسانهٔ زر ز سر
- M1:2312 تو جوان بودی و قانعتر بدی زر طلب گشتی، خود اول زر بدی
- M1:2313 رز بدی پر میوه چون کاسد شدی؟ وقت میوه پختنت فاسد شدی
- M1:2314 میوهات باید که شیرینتر شود چون رسن تابان، نه واپستر رود
- M1:2315 جفت مایی جفت باید همصفت تا برآید کارها با مصلحت
- M1:2316 جفت باید بر مثال همدگر در دو جفت کفش و موزه در نگر
- M1:2317 گر یکی کفش از دو تنگ آید به پا هر دو جفتش کار ناید مر ترا
- M1:2318 جفت در یک خرد وان دیگر بزرگ جفت شیر بیشه دیدی هیچ گرگ
- M1:2319 راست ناید بر شتر جفت جوال آن یکی خالی و این پر مال مال
- M1:2320 من روم سوی قناعت دلقوی تو چرا سوی شناعت میروی
- M1:2321 مرد قانع از سر اخلاص و سوز زین نسق میگفت با زن تا بروز
❋