دفتر ۱ · 48 beyts
بخش ۱۶۰ - بقیهٔ قصه زید در جواب رسول صلی الله علیه و سلم
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M1:3617 این سخن پایان ندارد خیز زید بر براق ناطقه بربند قید
- M1:3618 ناطقه چون فاضح آمد عیب را میدراند پردههای غیب را
- M1:3619 غیب مطلوب حق آمد چند گاه این دهلزن را بران، بربند راه
- M1:3620 تگ مران درکش عنان مستور به هر کس از پندار خود مسرور به
- M1:3621 حق همیخواهد که نومیدان او زین عبادت هم نگردانند رو
- M1:3622 هم باومیدی مشرف میشوند چند روزی در رکابش میدوند
- M1:3623 خواهد آن رحمت بتابد بر همه بر بد و نیک از عموم مرحمه
- M1:3624 حق همیخواهد که هر میر و اسیر با رجا و خوف باشند و حذیر
- M1:3625 این رجا و خوف در پرده بود تا پس این پرده پرورده شود
- M1:3626 چون دریدی پرده کو خوف و رجا غیب را شد کر و فری بر ملا
- M1:3627 بر لب جو برد ظنّی یک فتی که سلیمانست ماهیگیر ما
- M1:3628 گر ویست این از چه فردست و خفیست ورنه سیمای سلیمانیش چیست
- M1:3629 اندرین اندیشه میبود او دودل تا سلیمان گشت شاه و مستقل
- M1:3630 دیو رفت از ملک و تخت او گریخت تیغ بختش خون آن شیطان بریخت
- M1:3631 کرد در انگشتِ خود انگشتری جمع آمد لشکر دیو و پری
- M1:3632 آمدند از بهر نظاره رجال در میانشان آنک بُد صاحبخیال
- M1:3633 چون در انگشتش بدید انگشتری رفت اندیشه و گمانش یکسری
- M1:3634 وهم آنگاهست کان پوشیده است این تحرّی از پی نادیده است
- M1:3635 شد خیال غایب اندر سینه زفت چونک حاضر شد خیال او برفت
- M1:3636 گر سمای نور بی باریده نیست هم زمین تار بی بالیده نیست
- M1:3637 یؤمنون بالغیب میباید مرا زان ببستم روزن فانی سرا
- M1:3638 چون شکافم آسمان را در ظهور چون بگویم هل تری فیها فطور
- M1:3639 تا درین ظلمت تحرّی گسترند هر کسی رو جانبی میآورند
- M1:3640 مدتی معکوس باشد کارها شحنه را دزد آورد بر دارها
- M1:3641 تا که بس سلطان و عالیهمّتی بندهٔ بندهٔ خود آید مدتی
- M1:3642 بندگی در غیب آید خوب و گش حفظ غیب آید در استعباد خوش
- M1:3643 کو که مدح شاه گوید پیش او تا که در غیبت بود او شرمرو
- M1:3644 قلعهداری کز کنار مملکت دور از سلطان و سایهٔ سلطنت
- M1:3645 پاس دارد قلعه را از دشمنان قلعه نفروشد به مالی بیکران
- M1:3646 غایب از شه در کنار ثغرها همچو حاضر او نگه دارد وفا
- M1:3647 پیش شه او به بود از دیگران که به خدمت حاضرند و جانفشان
- M1:3648 پس به غیبت نیم ذره حفظ کار به که اندر حاضری زان صد هزار
- M1:3649 طاعت و ایمان کنون محمود شد بعد مرگ اندر عیان مردود شد
- M1:3650 چونک غیب و غایب و روپوش به پس لبان بر بند و لب خاموش به
- M1:3651 ای برادر دست وادار از سخن خود خدا پیدا کند علم لدن
- M1:3652 بس بود خورشید را رویش گواه ای شیء اعظم الشاهد اله
- M1:3653 نه بگویم چون قرین شد در بیان هم خدا و هم مَلَک هم عالمان
- M1:3654 یشهد الله و المَلَک و اهل العلوم اِنَّهُ لا رَبَّ الّا مَن یَدوم
- M1:3655 چون گواهی داد حق، کی بُد مَلَک؟ تا شود اندر گواهی مشترک
- M1:3656 زانک شعشاع و حضور آفتاب بر نتابد چشم و دلهای خراب
- M1:3657 چون خفاشی کو تفِ خورشید را بر نتابد بسکلد اومید را
- M1:3658 پس ملایک را چو ما هم یار دان جلوهگر خورشید را بر آسمان
- M1:3659 کین ضیا ما ز آفتابی یافتیم چون خلیفه بر ضعیفان تافتیم
- M1:3660 چون مه نو یا سه روزه یا که بدر هر ملک دارد کمال و نور و قدر
- M1:3661 ز اجنحهٔ نور ثلاث او رباع بر مراتب هر ملک را آن شعاع
- M1:3662 همچو پرهای عقول انسیان که بسی فرقستشان اندر میان
- M1:3663 پس قرین هر بشر در نیک و بد آن ملک باشد که مانندش بود
- M1:3664 چشم اعمش چونک خور را بر نتافت اختر او را شمع شد تا ره بیافت
❋