دفتر ۱ · 31 beyts
بخش ۱۶۸ - تعجب کردن آدم علیهالسلام از ضلالت ابلیس لعین و عجب آوردن
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M1:3903 چشم آدم بر بلیسی کو شقیست از حقارت وز زیافت بنگریست
- M1:3904 خویشبینی کرد و آمد خودگزین خنده زد بر کار ابلیس لعین
- M1:3905 بانگ بر زد غیرت حق کای صفی تو نمیدانی ز اسرار خفی
- M1:3906 پوستین را بازگونه گر کند کوه را از بیخ و از بن برکند
- M1:3907 پردهٔ صد آدم آن دم بر درد صد بلیس نو مسلمان آورد
- M1:3908 گفت آدم توبه کردم زین نظر این چنین گستاخ نندیشم دگر
- M1:3909 یا غیاث المستغیثین اهدنا لا افتخار بالعلوم و الغنی
- M1:3910 لا تزغ قلبا هدیت بالکرم واصرف السؤ الذی خط القلم
- M1:3911 بگذران از جان ما سؤ القضا وامبر ما را ز اخوان صفا
- M1:3912 تلختر از فرقت تو هیچ نیست بی پناهت غیر پیچاپیچ نیست
- M1:3913 رخت ما هم رخت ما را راهزن جسم ما مر جان ما را جامه کن
- M1:3914 دست ما چون پای ما را میخورد بی امان تو کسی جان چون برد
- M1:3915 ور برد جان زین خطرهای عظیم برده باشد مایهٔ ادبار و بیم
- M1:3916 زانک جان چون واصل جانان نبود تا ابد با خویش کورست و کبود
- M1:3917 چون تو ندهی راه جان خود برده گیر جان که بی تو زنده باشد مرده گیر
- M1:3918 گر تو طعنه میزنی بر بندگان مر ترا آن میرسد ای کامران
- M1:3919 ور تو ماه و مهر را گویی جفا ور تو قد سرو را گویی دوتا
- M1:3920 ور تو چرخ و عرش را خوانی حقیر ور تو کان و بحر را گویی فقیر
- M1:3921 آن به نسبت با کمال تو رواست ملک اکمال فناها مر تراست
- M1:3922 که تو پاکی از خطر وز نیستی نیستان را موجد و مغنیستی
- M1:3923 آنک رویانید داند سوختن زانک چون بدرید داند دوختن
- M1:3924 میبسوزد هر خزان مر باغ را باز رویاند گل صباغ را
- M1:3925 کای بسوزیده برون آ تازه شو بار دیگر خوب و خوبآوازه شو
- M1:3926 چشم نرگس کور شد بازش بساخت حلق نی ببرید و بازش خود نواخت
- M1:3927 ما چو مصنوعیم و صانع نیستیم جز زبون و جز که قانع نیستیم
- M1:3928 ما همه نفسی و نفسی میزنیم گر نخواهی ما همه آهرمنیم
- M1:3929 زان ز آهرمن رهیدستیم ما که خریدی جان ما را از عمی
- M1:3930 تو عصاکش هر کرا که زندگیست بی عصا و بی عصاکش کور چیست
- M1:3931 غیر تو هر چه خوشست و ناخوشست آدمی سوزست و عین آتشست
- M1:3932 هر که را آتش پناه و پشت شد هم مجوسی گشت و هم زردشت شد
- M1:3933 کل شیء ما خلا الله باطل ان فضل الله غیم هاطل
❋