دفتر ۱ · 27 beyts
بخش ۱۷۱ - بیان آنک فتح طلبیدن مصطفی صلی الله علیه و سلم مکه را و غیر مکه را جهت دوستی ملک دنیا نبود چون فرموده است الدنیا جیفة بلک بامر بود
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M1:3958 جهد پیغامبر به فتح مکه هم کی بود در حب دنیا متهم
- M1:3959 آنک او از مخزن هفت آسمان چشم و دل بر بست روز امتحان
- M1:3960 از پی نظارهٔ او حور و جان پر شده آفاق هر هفت آسمان
- M1:3961 خویشتن آراسته از بهر او خود ورا پروای غیر دوست کو
- M1:3962 آنچنان پر گشته از اجلال حق که درو هم ره نیابد آل حق
- M1:3963 لا یسع فینا نبی مرسل والملک و الروح ایضا فاعقلوا
- M1:3964 گفت مازاغیم همچون زاغ نه مست صباغیم مست باغ نه
- M1:3965 چونک مخزنهای افلاک و عقول چون خسی آمد بر چشم رسول
- M1:3966 پس چه باشد مکه و شام و عراق که نماید او نَبَرد و اشتیاق
- M1:3967 آن گمان بر وی ضمیر بد کند کو قیاس از جهل و حرص خود کند
- M1:3968 آبگینهٔ زرد چون سازی نقاب زرد بینی جمله نور آفتاب
- M1:3969 بشکن آن شیشهٔ کبود و زرد را تا شناسی گرد را و مرد را
- M1:3970 گَرد فارِس گِرد سر افراشته گَرد را تو مرد حق پنداشته
- M1:3971 گرد دید ابلیس و گفت این فرع طین چون فزاید بر من آتشجبین
- M1:3972 تا تو میبینی عزیزان را بشر دانک میراث بلیسست آن نظر
- M1:3973 گر نه فرزندی، بلیسی ای عنید پس به تو میراث آن سگ چون رسید
- M1:3974 من نیم سگ، شیر حقم حقپرست شیر حق آنست کز صورت برست
- M1:3975 شیر دنیا جوید اشکاری و برگ شیر مولی جوید آزادی و مرگ
- M1:3976 چونک اندر مرگ بیند صد وجود همچو پروانه بسوزاند وجود
- M1:3977 شد هوای مرگ طوق صادقان که جهودان را بد این دم امتحان
- M1:3978 در نبی فرمود کای قوم یهود صادقان را مرگ باشد گنج و سود
- M1:3979 همچنانک آرزوی سود هست آرزوی مرگ بردن زان بهست
- M1:3980 ای جهودان بهر ناموس کسان بگذرانید این تمنا بر زبان
- M1:3981 یک جهودی این قدر زهره نداشت چون محمد این علم را بر فراشت
- M1:3982 گفت اگر رانید این را بر زبان یک یهودی خود نماند در جهان
- M1:3983 پس یهودان مال بردند و خراج که مکن رسوا تو ما را ای سراج
- M1:3984 این سخن را نیست پایانی پدید دست با من ده چو چشمت دوست دید
❋