دفتر ۱ · 19 beyts
بخش ۴۷ - ترجیح نهادن شیر جهد را بر توکّل
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M1:935 گفت شیر آری ولی ربُّ العباد نردبانی پیش پای ما نهاد
- M1:936 پایه پایه رفت باید سوی بام هست جَبری بودن اینجا طمع خام
- M1:937 پای داری چون کُنی خود را تو لنگ؟ دست داری چون کُنی پنهان تو چنگ؟
- M1:938 خواجه چون بیلی به دست بنده داد بی زبان معلوم شد او را مُراد
- M1:939 دستِ همچون بیل اشارتهای اوست آخر اندیشی عبارتهای اوست
- M1:940 چون اشارتهاش را بر جان نهی در وفای آن اشارت جان دهی
- M1:941 پس اشارتهای اسرارت دهد بار بَردارد ز تو کارت دهد
- M1:942 حاملی محمول گرداند تورا قابلی مقبول گرداند تورا
- M1:943 قابل امر ویی قایل شوی وصل جویی بعد از آن واصل شوی
- M1:944 سعیِ شکرِ نعمتش قدرت بود جَبر تو انکار آن نعمت بود
- M1:945 شکرِ قدرت قدرتت افزون کند جَبرْ نعمت از کفت بیرون کند
- M1:946 جَبرِ تو خُفتن بود در ره مخُسپ تا نبینی آن در و دَرگه مخُسپ
- M1:947 هان مخسپ ای کاهلِ بیاعتبار جز به زیر آن درخت میوهدار
- M1:948 تا که شاخ افشان کند هر لحظه باد بر سر خفته بریزد نقل و زاد
- M1:949 جبر و خفتن در میان رهزنان مرغ بیهنگام کی یابد امان؟
- M1:950 ور اشارتهاش را بینی زنی مرد پنداری و چون بینی زنی
- M1:951 این قدر عقلی که داری گُم شود سَر که عقل از وی بپرّد دُم شود
- M1:952 زانک بیشکری بود شوم و شَنار میبرد بیشکر را در قَعرِ نار
- M1:953 گر توکّل میکنی در کار کن کشت کن پس تکیه بر جبّار کُن
❋