دفتر ۱  ·  15 beyts

بخش ۴۹ - نگریستن عزراییل بر مردی و گریختن آن مرد در سرای سلیمان و تقریر ترجیح توکّل بر جهد و قلّت فایدهٔ جهد

با این بخش گفت‌وگو کن — ask the Masnavi about this section

پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →
  1. M1:962 زادمردی چاشتگاهی دررسید در سراعدل سلیمان در دوید
  2. M1:963 رویش از غم زرد و هر دو لب کبود پس سلیمان گفت ای خواجه چه بود‌؟
  3. M1:964 گفت عزراییل در من این چنین یک نظر انداخت پر از خشم و کین
  4. M1:965 گفت هین اکنون چه می‌خواهی بخواه‌‌! گفت فرما باد را ای جان‌پناه
  5. M1:966 تا مرا زینجا به هندِستان بَرَد بوکْ بنده کان طرف شد جان برد
  6. M1:967 نک ز درویشی گریزانند خلق لقمهٔ حرص و امل ز‌آنند خلق
  7. M1:968 ترسِ درویشی مثال آن هراس حرص و کوشش را تو هندستان شناس
  8. M1:969 باد را فرمود تا او را شتاب برد سوی قعرِ هندستان بر آب
  9. M1:970 روزِ دیگر وقتِ دیوان و لِقا پس سلیمان گفت عزراییل را
  10. M1:971 کان مسلمان را به خشم از بهر آن بنگریدی تا شد آواره ز خان
  11. M1:972 گفت من از خشم کی کردم نظر از تعجّب دیدمش در رَهگذر
  12. M1:973 که مرا فرمود حق کامروز هان جان او را تو به هندِستان ستان
  13. M1:974 از عجب گفتم گر او را صد پَر‌ست او به هندستان شدن دور اندرست
  14. M1:975 تو همه کارِ جهان را همچنین کن قیاس و چشم بگشا و ببین
  15. M1:976 از که بگریزیم‌‌؟ از خود‌‌؟ ای مُحال از که برباییم‌‌؟ از حق‌‌؟ ای وبال

↓ download .txt ↓ JSON