Read› Daftar 1› Section 65 ← previous · next →
بخش ۶۵ - جواب گفتن شیر خرگوش را و روان شدن با او
The lion replies to the rabbit and sets off with him
- M1:1187 گفت بسم الله بیا تا او کجاستپیش در شو گر همی گویی تو راست
- M1:1188 تا سزای او و صد چون او دهمور دروغست این سزای تو دهم
- M1:1189 اندر آمد چون قلاووزی به پیشتا برد او را به سوی دام خویش
- M1:1190 سوی چاهی کو نشانش کرده بودچاه مغ را دام جانش کرده بود
- M1:1191 میشدند این هر دو تا نزدیک چاهاینت خرگوشی چو آبی زیر کاه
- M1:1192 آب کاهی را به هامون میبردآب کوهی را عجب چون میبرد
- M1:1193 دام مکر او کمند شیر بودطرفه خرگوشی که شیری میربود
- M1:1194 موسیی فرعون را با رود نیلمیکشد با لشکر و جمع ثقیل
- M1:1195 پشهای نمرود را با نیم پرمیشکافد بیمحابا درز سر
- M1:1196 حال آن کو قول دشمن را شنودبین جزای آنک شد یار حسود Consider the fate of one who heeds the foe's advice,Behold the recompense of him who befriends the envious.This couplet serves as a general warning, urging the reader to observe the consequences that befall those who listen to their enemies or align themselves with envious individuals.
- M1:1197 حال فرعونی که هامان را شنودحال نمرودی که شیطان را شنود
- M1:1198 دشمن ار چه دوستانه گویدتدام دان گرچه ز دانه گویدت
- M1:1199 گر ترا قندی دهد آن زهر دانگر بتن لطفی کند آن قهر دان
- M1:1200 چون قضا آید نبینی غیر پوستدشمنان را باز نشناسی ز دوست
- M1:1201 چون چنین شد ابتهال آغاز کنناله و تسبیح و روزه ساز کن
- M1:1202 ناله میکن کای تو علام الغیوبزیر سنگ مکر بد ما را مکوب
- M1:1203 گر سگی کردیم ای شیرآفرینشیر را مگمار بر ما زین کمین
- M1:1204 آب خوش را صورت آتش مدهاندر آتش صورت آبی منه
- M1:1205 از شراب قهر چون مستی دهینیستها را صورت هستی دهی
- M1:1206 چیست مستی بند چشم از دید چشمتا نماید سنگ، گوهر پشم، یشم
- M1:1207 چیست مستی حسها مبدل شدنچوب گز اندر نظر صندل شدن