دفتر ۱ · 25 beyts
بخش ۷۷ - آمدن رسول روم تا امیرالمؤمنین عمر رضیالله عنه و دیدن او کرامات عمر را رضیالله عنه
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M1:1396 تا عمر آمد ز قیصر یک رسول در مدینه از بیابان نغول
- M1:1397 گفت کو قصر خلیفه ای حشم تا من اسپ و رخت را آنجا کشم
- M1:1398 قوم گفتندش که او را قصر نیست مر عمر را قصر، جان روشنیست
- M1:1399 گرچه از میری ورا آوازهایست همچو درویشان مر او را کازهایست
- M1:1400 ای برادر چون ببینی قصر او چونک در چشم دلت رُستهست مو
- M1:1401 چشم دل از مو و علت پاک آر وانگه آن دیدار قصرش چشم دار
- M1:1402 هر که را هست از هوسها جان پاک زود بیند حضرت و ایوان پاک
- M1:1403 چون محمد پاک شد زین نار و دود هر کجا رو کرد وجه الله بود
- M1:1404 چون رفیقی وسوسهٔ بدخواه را کی بدانی ثم وجه الله را
- M1:1405 هر که را باشد ز سینه فتح باب بیند او بر چرخ دل صد آفتاب
- M1:1406 حق پدیدست از میان دیگران همچو ماه اندر میان اختران
- M1:1407 دو سر انگشت بر دو چشم نه هیچ بینی از جهان انصاف ده
- M1:1408 گر نبینی این جهان معدوم نیست عیب جز ز انگشت نفس شوم نیست
- M1:1409 تو ز چشم انگشت را بَردار هین وانگهانی هرچه میخواهی ببین
- M1:1410 نوح را گفتند امت کو ثواب گفت او زان سوی واستغشوا ثیاب
- M1:1411 رو و سر در جامهها پیچیدهاید لاجرم با دیده و نادیدهاید
- M1:1412 آدمی دیدست و باقی پوستست دید آنست آن که دید دوستست
- M1:1413 چونک دید دوست نبود کور به دوست کو باقی نباشد دور به
- M1:1414 چون رسول روم این الفاظ تر در سماع آورد شد مشتاقتر
- M1:1415 دیده را بر جستن عمر گماشت رخت را و اسپ را ضایع گذاشت
- M1:1416 هر طرف اندر پی آن مرد کار میشدی پرسان او دیوانهوار
- M1:1417 کین چنین مردی بود اندر جهان وز جهان مانند جان باشد نهان
- M1:1418 جست او را تاش چون بنده بود لاجرم جوینده یابنده بود
- M1:1419 دید اعرابی زنی او را دخیل گفت عمر نک به زیر آن نخیل
- M1:1420 زیر خرمابن ز خلقان او جدا زیر سایه خفته بین سایهٔ خدا
❋