دفتر ۱  ·  17 beyts

بخش ۷۶ - تفسیر رجعنا من الجهاد الاصغر الی‌الجهاد الاکبر

با این بخش گفت‌وگو کن — ask the Masnavi about this section

پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →
  1. M1:1379 ای شهان کُشتیم ما خصم برون ماند خصمی زو بتر در اندرون
  2. M1:1380 کشتن این، کار عقل و هوش نیست شیر باطن سخرهٔ خرگوش نیست
  3. M1:1381 دوزخست این نَفس و دوزخ اژدهاست کو به دریاها نگردد کم و کاست
  4. M1:1382 هفت دریا را در آشامد، هنوز کم نگردد سوزش آن خلق‌سوز
  5. M1:1383 سنگها و کافرانِ سنگ‌دل اندر آیند اندرو زار و خجل
  6. M1:1384 هم نگردد ساکن از چندین غذا تا ز حقّ آید مرورا این ندا
  7. M1:1385 سیر گشتی سیر، گوید نه هنوز اینت آتش اینت تابش اینت سوز
  8. M1:1386 عالمی را لقمه کرد و در کشید معده‌اش نعره زنان هَلْ مِنْ مَزید
  9. M1:1387 حق قدم بر وی نهد از لامکان آنگه او ساکن شود از کُنْ فَکان
  10. M1:1388 چونک جزو دوزخست این نَفس ما طبع کل دارد همیشه جزوها
  11. M1:1389 این قدم حق را بود کو را کُشد غیرِ حق خود کی کمان او کَشد
  12. M1:1390 در کمان ننهند الّا تیر راست این کمان را بازگون کژ تیرهاست
  13. M1:1391 راست شو چون تیر و وا رَه از کمان کز کمان هر راست بجهد بی‌گمان
  14. M1:1392 چونک وا گشتم ز پیگار بُرون روی آوردم به پیگار درون
  15. M1:1393 قَدْ رَجَعْنَا مِنَ الْجِهَادِ الْأَصْغَرِیمْ بَانَبِیٍّ أَنْدَرَ جِهَادِ أَکْبَرِیمْ
  16. M1:1394 قوّت از حق خواهم و توفیق و لاف تا به سوزن بر کَنم این کوه قاف
  17. M1:1395 سهل دان شیری که صَفها بشکند شیر آنست آن که خود را بشکند

↓ download .txt ↓ JSON