دفتر ۱  ·  29 beyts

بخش ۸۰ - اضافت کردن آدم علیه‌السلام آن زلت را به خویشتن کی ربنا ظلمنا و اضافت کردن ابلیس گناه خود را به خدای تعالی کی بما اغویتنی

با این بخش گفت‌وگو کن — ask the Masnavi about this section

پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →
  1. M1:1486 کَردِ حق و کَردِ ما هر دو ببین کَردِ ما را هست دان پیداست این
  2. M1:1487 گر نباشد فعل خَلق اندر میان پس مگو کس را چرا کردی چنان
  3. M1:1488 خَلقِ حق افعال ما را موُجِدست فعل ما آثار خَلقِ ایزدست
  4. M1:1489 ناطقی یا حرف بیند یا غرض کی شود یک دم محیط دو عرض
  5. M1:1490 گر به معنی رفت شد غافل ز حرف پیش و پس یک دم نبیند هیچ طرف
  6. M1:1491 آن زمان که پیش‌بینی آن زمان تو پَسِ خود کی ببینی این بدان
  7. M1:1492 چون محیط حرف و معنی نیست جان چون بود جان خالق این هر دوان
  8. M1:1493 حق محیط جمله آمد ای پسر وا ندارد کارش از کار دگر
  9. M1:1494 گفت شیطان که بما اغویتنی کرد فعل خود نهان دیو دنی
  10. M1:1495 گفت آدم که ظلمنا نفسنا او ز فعل حق نبد غافل چو ما
  11. M1:1496 در گنه او از ادب پنهانش کرد زان گنه بر خود زدن او بر بخورد
  12. M1:1497 بعد توبه گفتش ای آدم نه من آفریدم در تو آن جرم و محن
  13. M1:1498 نه که تقدیر و قضای من بد آن چون به وقت عذر کردی آن نهان؟
  14. M1:1499 گفت ترسیدم ادب نگذاشتم گفت هم من پاس آنت داشتم
  15. M1:1500 هر که آرد حرمت او حرمت برد هر که آرد قند لوزینه خورد
  16. M1:1501 طیبات از بهر کی للطیبین یار را خوش کن برنجان و ببین
  17. M1:1502 یک مثال ای دل پی فرقی بیار تا بدانی جبر را از اختیار
  18. M1:1503 دست کان لرزان بود از ارتعاش وانک دستی تو بلرزانی ز جاش
  19. M1:1504 هر دو جنبش آفریدهٔ حق شناس لیک نتوان کرد این با آن قیاس
  20. M1:1505 زان پشیمانی که لرزانیدیش مرتعش را کی پشیمان دیدیش
  21. M1:1506 بحث عقلست این چه عقل آن حیله‌گر تا ضعیفی ره برد آنجا مگر
  22. M1:1507 بحث عقلی گر دُر و مرجان بود آن دگر باشد که بحث جان بود
  23. M1:1508 بحث جان اندر مقامی دیگرست بادهٔ جان را قوامی دیگرست
  24. M1:1509 آن زمان که بحث عقلی ساز بود این عمر با بوالحکم همراز بود
  25. M1:1510 چون عمر از عقل آمد سوی جان بوالحکم بوجهل شد در حکم آن
  26. M1:1511 سوی حس و سوی عقل او کاملست گرچه خود نسبت به جان او جاهلست
  27. M1:1512 بحث عقل و حس اثر دان یا سبب بحث جانی یا عجب یا بوالعجب
  28. M1:1513 ضؤ جان آمد نماند ای مستضی لازم و ملزوم و نافی مقتضی
  29. M1:1514 زانک بینایی که نورش بازغست از دلیل چون عصا بس فارغست

↓ download .txt ↓ JSON