دفتر ۱  ·  16 beyts

بخش ۸۶ - دیدن خواجه طوطیان هندوستان را در دشت و پیغام رسانیدن از آن طوطی

با این بخش گفت‌وگو کن — ask the Masnavi about this section

پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →
  1. M1:1593 چونک تا اقصای هندستان رسید در بیابان طوطیی چندی بدید
  2. M1:1594 مرکب استانید پس آواز داد آن سلام و آن امانت باز داد
  3. M1:1595 طوطیی زان طوطیان لرزید بس اوفتاد و مُرد و بگسستش نفس
  4. M1:1596 شد پشیمان خواجه از گفت خبر گفت رفتم در هلاک جانور
  5. M1:1597 این مگر خویشست با آن طوطیک این مگر دو جسم بود و روح یک
  6. M1:1598 این چرا کردم چرا دادم پیام سوختم بیچاره را زین گفتِ خام
  7. M1:1599 این زبان چون سنگ و هم آهن وشست وانچ بجهد از زبان چون آتشست
  8. M1:1600 سنگ و آهن را مزن بر هم گزاف گه ز روی نقل و گه از روی لاف
  9. M1:1601 زانک تاریکست و هر سو پنبه‌زار درمیان پنبه چون باشد شرار
  10. M1:1602 ظالم آن قومی که چشمان دوختند زان سخنها عالمی را سوختند
  11. M1:1603 عالمی را یک سخن ویران کند روبهان مرده را شیران کند
  12. M1:1604 جانها در اصل خود عیسی‌دمند یک زمان زخمند و گاهی مرهمند
  13. M1:1605 گر حجاب از جانها بر خاستی گفت هر جانی مسیح‌آساستی
  14. M1:1606 گر سخن خواهی که گویی چون شکر صبر کن از حرص و این حلوا مخور
  15. M1:1607 صبر باشد مشتهای زیرکان هست حلوا آرزوی کودکان
  16. M1:1608 هرکه صبر آورد گردون بر رود هر که حلوا خورد واپس‌تر رود

↓ download .txt ↓ JSON