دفتر ۱ · 20 beyts
بخش ۹۳ - برون انداختن مرد تاجر طوطی را از قفس و پریدن طوطی مرده
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M1:1831 بعد از آنَش از قفس بیرون فکند طوطیَک پَرّید تا شاخ بلند
- M1:1832 طوطی مرده چنان پرواز کرد کآفتاب شرق، تُرکیتاز کرد
- M1:1833 خواجه حیران گشت اندر کار مرغ بیخبر، ناگه بدید اسرار مرغ
- M1:1834 روی بالا کرد و گفت ای عندلیب از بیانِ حالِ خودْ، مان دِه نصیب
- M1:1835 او چه کرد آنجا که تو آموختی؟ ساختی مکری و ما را سوختی؟
- M1:1836 گفت طوطی کاو به فعلم پند داد که رها کن لطف آواز و وَداد
- M1:1837 زانکه آوازت ترا در بند کرد خویشتن مُرده، پِیِ این پند کرد
- M1:1838 یعنی ای مطرب شده با عام و خاص مُرده شو چون من که تا یابی خلاص
- M1:1839 دانه باشی مرغکانت بَرچِنند غنچه باشی کودکانت بَرکَنند
- M1:1840 دانه پنهان کن بهکلی دام شو غنچه پنهان کن گیاه بام شو
- M1:1841 هر که داد او حُسن خود را در مَزاد صد قضای بد سوی او رو نهاد
- M1:1842 چَشمها و خَشمها و رَشکها بر سرش ریزد چو آب از مَشکها
- M1:1843 دشمنان او را ز غیرت میدرند دوستان هم روزگارش میبَرند
- M1:1844 آنک غافل بود از کشت و بهار او چه داند قیمت این روزگار؟
- M1:1845 در پناه لطف حق باید گریخت کاو هزاران لطف بر ارواح ریخت
- M1:1846 تا پناهی یابی آنگه چون پناه! آب و آتش، مَر ترا گردد سپاه
- M1:1847 نوح و موسی را نه دریا یار شد؟ نه بر اعداشان به کین قَهّار شد؟
- M1:1848 آتش ابراهیم را نی قلعه بود؟ تا برآوَرْد از دل نَمرود، دود؟
- M1:1849 کوه، یحیی را نه سوی خویش خوانْد؟ قاصدانش را به زخم سنگ راند؟
- M1:1850 گفت "ای یحیی! بیا در من گریز تا پناهت باشم از شمشیرِ تیز"
❋