دفتر ۲ · 28 beyts
بخش ۱۰۱ - کرامات آن درویش کی در کشتی متهمش کردند
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M2:3487 بود درویشی درون کشتیی ساخته از رخت مردی پشتیی
- M2:3488 یاوهشد همیان زر او خفته بود جمله را جستند و او را هم نمود
- M2:3489 کاین فقیر خفته را جوییم هم کرد بیدارش ز غم صاحبدرم
- M2:3490 که درین کشتی حرمدان گم شدهست جمله را جُستیم نتوانی تو رَست
- M2:3491 دلق بیرونکن برهنه شو ز دلق تا ز تو فارغ شود اوهام خلق
- M2:3492 گفت یا رب مر غلامت را خسان متهم کردند فرمان در رسان
- M2:3493 چون بهدرد آمد دل درویش از آن سر برون کردند هر سو در زمان
- M2:3494 صد هزاران ماهی از دریای ژرف در دهان هر یکی دُری شگرف
- M2:3495 صد هزاران ماهی از دریای پر در دهانِ هر یکی دُر و چه دُر
- M2:3496 هر یکی دُری خراجِ مُلکتی کز الهست این ندارد شرکتی
- M2:3497 دُر چند انداخت در کشتی و جَست مر هوا را ساخت کرسی و نشست
- M2:3498 خوش مربع چون شهان بر تخت خویش او فراز اوج و کشتیاش بهپیش
- M2:3499 گفت رو کشتی شما را حق مرا تا نباشد با شما دزد گدا
- M2:3500 تا که را باشد خسارت زین فراق؟! من خوشم جفت حق و با خلق طاق
- M2:3501 نه مرا او تهمت دزدی نهد نه مهارم را به غمازی دهد
- M2:3502 بانگ کردند اهل کشتی کای همام از چه دادندت چنین عالیمقام؟
- M2:3503 گفت از تهمت نهادن بر فقیر! وز حقآزاری پی چیزی حقیر!
- M2:3504 حاش لله بل ز تعظیم شهان که نبودم در فقیران بدگمان
- M2:3505 آن فقیرانِ لطیفِ خوشنفس کز پی تعظیمشان آمد عبس
- M2:3506 آن فقیری بهر پیچاپیچ نیست بل پی آن که به جز حق هیچ نیست
- M2:3507 متهم چون دارم آنها را که حق کرد امینِ مخزنِ هفتم طبق
- M2:3508 متهم نفس است نی عقل شریف متهم حس است نه نور لطیف
- M2:3509 نفس سوفسطایی آمد میزنش کش زدن سازد نه حجت گفتنش
- M2:3510 معجزه بیند فروزد آن زمان بعد از آن گوید خیالی بود آن
- M2:3511 ور حقیقت بود آن دید عجب چون مقیم چشم نامد روز و شب
- M2:3512 آن مقیم چشم پاکان میبود نی قرین چشم حیوان میشود
- M2:3513 کان عجب زین حس دارد عار و ننگ کی بود طاووس اندر چاهِ تنگ؟!
- M2:3514 تا نگویی مر مرا بسیارگو من ز صد یک گویم و آن همچو مو
❋