دفتر ۲ · 20 beyts
بخش ۱۰۲ - تشنیع صوفیان بر آن صوفی کی پیش شیخ بسیار میگوید
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M2:3515 صوفیان بر صوفیی شنعه زدند پیش شیخ خانقاهی آمدند
- M2:3516 شیخ را گفتند داد جان ما تو ازین صوفی بجو ای پیشوا
- M2:3517 گفت آخر چه گلهست ای صوفیان گفت این صوفی سه خو دارد گران
- M2:3518 در سخن بسیارگو همچون جرس در خورش افزون خورد از بیست کس
- M2:3519 ور بخسپد هست چون اصحاب کهف صوفیان کردند پیش شیخ زحف
- M2:3520 شیخ رو آورد سوی آن فقیر که ز هر حالی که هست اوساط گیر
- M2:3521 در خبر خیر الامور اوساطها نافع آمد ز اعتدال اخلاطها
- M2:3522 گر یکی خلطی فزون شد از عرض در تن مردم پدید آید مرض
- M2:3523 بر قرین خویش مفزا در صفت کان فراق آرد یقین در عاقبت
- M2:3524 نطق موسی بد بر اندازه ولیک هم فزون آمد ز گفت یار نیک
- M2:3525 آن فزونی با خضر آمد شقاق گفت رو تو مکثری هذا فراق
- M2:3526 موسیا بسیارگویی دور شو ور نه با من گنگ باش و کور شو
- M2:3527 ور نرفتی وز ستیزه شستهای تو به معنی رفتهای بگسستهای
- M2:3528 چون حدث کردی تو ناگه در نماز گویدت سوی طهارت رو بتاز
- M2:3529 ور نرفتی خشک خنبان میشوی خود نمازت رفت پیشین ای غوی
- M2:3530 رو بر آنها که همجفت توند عاشقان و تشنهٔ گفت توند
- M2:3531 پاسبان بر خوابناکان بر فزود ماهیان را پاسبان حاجت نبود
- M2:3532 جامهپوشان را نظر بر گازرست جان عریان را تجلی زیورست
- M2:3533 یا ز عریانان به یکسو باز رو یا چو ایشان فارغ از تنجامه شو
- M2:3534 ور نمیتوانی که کل عریان شوی جامه کم کن تا ره اوسط روی
❋