دفتر ۲ · 29 beyts
بخش ۱۰۴ - بیان دعویی که عین آن دعوی گواه صدق خویش است
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M2:3582 گر تو هستی آشنای جان من نیست دعوی گفت معنیلان من
- M2:3583 گر بگویم نیمشب پیش توام هین مترس از شب که من خویش توام
- M2:3584 این دو دعوی پیش تو معنی بوَد چون شناسی بانگ خویشاوندِ خوَد
- M2:3585 پیشی و خویشی دو دعوی بود لیک هر دو معنی بود پیش فهم نیک
- M2:3586 قرب آوازش گواهی میدهد کین دم از نزدیک یاری میجهد
- M2:3587 لذت آواز خویشاوند نیز شد گُوا بر صدقِ آن خویش عزیز
- M2:3588 باز بی الهام احمق کو ز جهل مینداند بانگ بیگانه ز اهل
- M2:3589 پیش او دعوی بود گفتار او جهل او شد مایهٔ انکار او
- M2:3590 پیش زیرک کاندرونش نورهاست عین این آواز معنی بود راست
- M2:3591 یا به تازی گفت یک تازیزبان که همیدانم زبان تازیان
- M2:3592 عین تازی گفتنش معنی بود گرچه تازی گفتنش دعوی بود
- M2:3593 یا نویسد کاتبی بر کاغذی کاتب و خطخوانم و من امجدی
- M2:3594 این نوشته گرچه خود دعوی بود هم نوشته شاهد معنی بود
- M2:3595 یا بگوید صوفیی دیدی تو دوش در میان خواب سجادهبدوش
- M2:3596 من بدم آن وآنچ گفتم خواب در با تو اندر خواب در شرح نظر
- M2:3597 گوش کن چون حلقه اندر گوش کن آن سخن را پیشوای هوش کن
- M2:3598 چون تو را یاد آید آن خواب این سخن معجز نو باشد و زر کهن
- M2:3599 گرچه دعوی مینماید این ولی جان صاحبواقعه گوید بلی
- M2:3600 پس چو حکمت ضالهٔ مؤمن بود آن ز هر که بشنود موقن بود
- M2:3601 چونک خود را پیش او یابد فقط چون بود شک چون کند او را غلط
- M2:3602 تشنهای را چون بگویی تو شتاب در قدح آبست بستان زود آب
- M2:3603 هیچ گوید تشنه کین دعویست رو از برم ای مدعی مهجور شو
- M2:3604 یا گواه و حجتی بنما که این جنس آبست و از آن ماء معین
- M2:3605 یا به طفل شیر مادر بانگ زد که بیا من مادرم هان ای ولد
- M2:3606 طفل گوید مادرا حجت بیار تا که با شیرت بگیرم من قرار
- M2:3607 در دل هر امتی کز حق مزهست روی و آواز پیمبر معجزهست
- M2:3608 چون پیمبر از برون بانگی زند جان امت در درون سجده کند
- M2:3609 زانک جنس بانگ او اندر جهان از کسی نشنیده باشد گوش جان
- M2:3610 آن غریب از ذوق آواز غریب از زبان حق شنود انی قریب
❋