دفتر ۲ · 28 beyts
بخش ۴۳ - گفتن موسی علیه السلام گوسالهپرست را کی «آن خیالاندیشی و حزم تو کجاست؟»
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M2:2035 گفت موسی با یکی مست خیال کای بداندیش از شقاوت وز ضلال
- M2:2036 صد گمانت بود در پیغامبریم با چنین برهان و این خلق کریم
- M2:2037 صد هزاران معجزه دیدی ز من صد خیالت میفزود و شک و ظن
- M2:2038 از خیال و وسوسه تنگ آمدی طعن بر پیغامبریام میزدی
- M2:2039 گرد از دریا بر آوردم عیان تا رهیدیت از شر فرعونیان
- M2:2040 ز آسمان چل سال کاسه و خوان رسید وز دعاام جوی از سنگی دوید
- M2:2041 این و صد چندین و چندین گرم و سرد از تو ای سرد آن توهم کم نکرد
- M2:2042 بانگ زد گوسالهای از جادوی سجده کردی که «خدای من توی»
- M2:2043 آن توهمهات را سیلاب برد زیرکیِ باردت را خواب برد
- M2:2044 چون نبودی بدگمان در حق او؟ چون نهادی سر چنان؟ ای زشتخو
- M2:2045 چون خیالت نامد از تزویر او؟ وز فساد سحر احمقگیر او؟
- M2:2046 سامریی خود که باشد ای سگان!؟ که خدایی بر تراشد در جهان؟
- M2:2047 چون درین تزویر او یکدل شدی؟ وز همه اشکالها عاطل شدی؟
- M2:2048 گاو میشاید خدایی را بلاف در رسولیام تو چون کردی خلاف؟
- M2:2049 پیش گاوی سجده کردی از خری گشت عقلت صید سحر سامری
- M2:2050 چشم دزدیدی ز نور ذوالجلال اینت جهل وافر و عین ضلال
- M2:2051 شه بر آن عقل و گزینش که تراست چون تو کان جهل را کشتن سزاست
- M2:2052 گاو زرین بانگ کرد، آخر چه گفت؟ کاحمقان را این همه رغبت شکفت؟
- M2:2053 زان عجبتر دیدهایت از من بسی لیک حق را کی پذیرد هر خسی؟
- M2:2054 باطلان را چه رباید؟ باطلی عاطلان را چه خوش آید؟ عاطلی
- M2:2055 زانک هر جنسی رباید جنس خود گاو سوی شیر نر کی رو نهد؟
- M2:2056 گرگ بر یوسف کجا عشق آوَرَد؟ جز مگر از مکر تا او را خورد
- M2:2057 چون ز گرگی وا رهد محرم شود چون سگ کهف از بنیآدم شود
- M2:2058 چون ابوبکر از محمد برد بو گفت هذا لیس وجه کاذب
- M2:2059 چون نبد بوجهل از اصحاب درد دید صد شق قمر باور نکرد
- M2:2060 دردمندی کش ز بام افتاد طشت زو نهان کردیم حق پنهان نگشت
- M2:2061 وانک او جاهل بُد از دردش بعید چند بنمودند و او آن را ندید
- M2:2062 آینهٔ دل صاف باید تا درو وا شناسی صورت زشت از نکو
❋