دفتر ۲  ·  15 beyts

بخش ۴۸ - رفتن مصطفی علیه السلام به عیادت صحابی و بیان فایدهٔ عیادت

با این بخش گفت‌وگو کن — ask the Masnavi about this section

پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →
  1. M2:2140 از صحابه خواجه‌ای بیمار شد واندر آن بیماریش چون تار شد
  2. M2:2141 مصطفی آمد عیادت سوی او چون همه لطف و کرم بد خوی او
  3. M2:2142 در عیادت رفتن تو فایده‌ست فایدهٔ آن باز با تو عاید است
  4. M2:2143 فایدهٔ اول که آن شخص علیل بوک قطبی باشد و شاه جلیل
  5. M2:2144 چون دو چشم دل نداری ای عنود که نمی‌دانی تو هیزم را ز عود
  6. M2:2145 چونک گنجی هست در عالم مرنج هیچ ویران را مدان خالی ز گنج
  7. M2:2146 قصد هر درویش می‌کن از گزاف چون نشان یابی به جد می‌کن طواف
  8. M2:2147 چون تو را آن چشم باطن‌بین نبود گنج می‌پندار اندر هر وجود
  9. M2:2148 ور نباشد قطب، یار ره بوَد شه نباشد، فارِسِ اِسپَه بوَد
  10. M2:2149 پس صلهٔ یارانِ ره لازم شمار هر که باشد گر پیاده گر سوار
  11. M2:2150 ور عدو باشد همین احسان نکوست که به احسان بس عدو گشته‌ست دوست
  12. M2:2151 ور نگردد دوست کینش کم شود زانک احسان کینه را مرهم شود
  13. M2:2152 بس فواید هست غیر این ولیک از درازی خایفم ای یار نیک
  14. M2:2153 حاصلْ این آمد که یارِ جمع باش همچو بُتگر از حجر یاری تراش
  15. M2:2154 زانک انبوهی و جمع کاروان ره‌زنان را بشکند پشت و سنان

↓ download .txt ↓ JSON