دفتر ۲ · 40 beyts
بخش ۷۸ - فریفتن منافقان پیغامبر را علیه السلام تا به مسجد ضرارش برند
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M2:2853 بر رسول حق فسونها خواندند رخش دستان و حیل میراندند
- M2:2854 آن رسول مهربان رحمکیش جز تبسم جز بلی ناورد پیش
- M2:2855 شکرهای آن جماعت یاد کرد در اجابت قاصدان را شاد کرد
- M2:2856 مینمود آن مکر ایشان پیش او یک به یک زان سان که اندر شیر مو
- M2:2857 موی را نادیده میکرد آن لطیف شیر را شاباش میگفت آن ظریف
- M2:2858 صد هزاران موی مکر و دمدمه چشم خوابانید آن دم زان همه
- M2:2859 راست میفرمود آن بحر کرم بر شما من از شما مشفقترم
- M2:2860 من نشسته بر کنار آتشی با فروغ و شعلهٔ بس ناخوشی
- M2:2861 همچو پروانه شما آن سو دوان هر دو دست من شده پروانهران
- M2:2862 چون بر آن شد تا روان گردد رسول غیرت حق بانگ زد مشنو ز غول
- M2:2863 کاین خبیثان مکر و حیلت کردهاند جمله مقلوبست آنچ آوردهاند
- M2:2864 قصد ایشان جز سیهرویی نبود خیر دین کی جست ترسا و جهود
- M2:2865 مسجدی بر جسر دوزخ ساختند با خدا نرد دغاها باختند
- M2:2866 قصدشان تفریق اصحاب رسول فضل حق را کی شناسد هر فضول
- M2:2867 تا جهودی را ز شام اینجا کشند که به وعظ او جهودان سرخوشند
- M2:2868 گفت پیغامبر که آری لیک ما بر سر راهیم و بر عزم غزا
- M2:2869 زین سفر چون باز گردم آنگهان سوی آن مسجد روان گردم روان
- M2:2870 دفعشان گفت و به سوی غزو تاخت با دغایان از دغا نردی بباخت
- M2:2871 چون بیامد از غزا باز آمدند چنگ اندر وعدهٔ ماضی زدند
- M2:2872 گفت حقش ای پیمبر فاش گو عذر را ور جنگ باشد باش گو
- M2:2873 گفتشان بس بد درون و دشمنید تا نگویم رازهاتان تن زنید
- M2:2874 چون نشانی چند از اسرارشان در بیان آورد بد شد کارشان
- M2:2875 قاصدان زو باز گشتند آن زمان حاش لله حاش لله دمزنان
- M2:2876 هر منافق مصحفی زیر بغل سوی پیغامبر بیاورد از دغل
- M2:2877 بهر سوگندان که ایمان جنتیست زانک سوگند آن کژان را سنتیست
- M2:2878 چون ندارد مرد کژ در دین وفا هر زمانی بشکند سوگند را
- M2:2879 راستان را حاجت سوگند نیست زانک ایشان را دو چشم روشنیست
- M2:2880 نقض میثاق و عهود از احمقیست حفظ ایمان و وفا کار تقیست
- M2:2881 گفت پیغامبر که سوگند شما راست گیرم یا که سوگند خدا
- M2:2882 باز سوگندی دگر خوردند قوم مصحف اندر دست و بر لب مهر صوم
- M2:2883 که به حق این کلام پاک راست کان بنای مسجد از بهر خداست
- M2:2884 اندر آنجا هیچ حیله و مکر نیست اندر آنجا ذکر و صدق و یاربیست
- M2:2885 گفت پیغامبر که آواز خدا میرسد در گوش من همچون صدا
- M2:2886 مهر بر گوش شما بنهاد حق تا به آواز خدا نارد سبق
- M2:2887 نک صریح آواز حق میآیدم همچو صاف از درد میپالایدم
- M2:2888 همچنانکه موسی از سوی درخت بانگ حق بشنید کای مسعودبخت
- M2:2889 از درخت انی انا الله میشنید با کلام انوار میآمد پدید
- M2:2890 چون ز نور وحی در میماندند باز نو سوگندها میخواندند
- M2:2891 چون خدا سوگند را خواند سپر کی نهد اسپر ز کف پیگارگر
- M2:2892 باز پیغامبر به تکذیب صریح قد کذبتم گفت با ایشان فصیح
❋