دفتر ۲ · 13 beyts
بخش ۸۶ - قصد کردن غزان بکشتن یک مردی تا آن دگر بترسد
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M2:3051 آن غزان ترک خونریز آمدند بهر یغما بر دهی ناگه زدند
- M2:3052 دو کس از اعیان آن ده یافتند در هلاک آن یکی بشتافتند
- M2:3053 دست بستندش که قربانش کنند گفت ای شاهان و ارکان بلند
- M2:3054 در چَه مرگم چرا میافکنید از چه آخر تشنهٔ خون منید
- M2:3055 چیست حکمت چه غرض در کشتنم چون چنین درویشم و عریانتنم
- M2:3056 گفت تا هیبت برین یارت زند تا بترسد او و زر پیدا کند
- M2:3057 گفت آخر او ز من مسکینترست گفت قاصد کرده است او را زرست
- M2:3058 گفت چون وهمست ما هر دو یکیم در مقام احتمال و در شکیم
- M2:3059 خود ورا بکشید اول ای شهان تا بترسم من دهم زر را نشان
- M2:3060 پس کرمهای الهی بین که ما آمدیم آخر زمان در انتها
- M2:3061 آخرین قرنها پیش از قرون در حدیثست آخرون السابقون
- M2:3062 تا هلاک قوم نوح و قوم هود عارض رحمت بجان ما نمود
- M2:3063 کشت ایشان را که ما ترسیم ازو ور خود این بر عکس کردی وای تو
❋