دفتر ۲ · 34 beyts
بخش ۹۷ - دعوی کردن آن شخص کی خدای تعالی مرا نمیگیرد به گناه و جواب گفتن شعیب علیه السلام مرورا
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M2:3373 آن یکی میگفت در عهد شعیب که خدا از من بسی دیدست عیب
- M2:3374 چند دید از من گناه و جرمها وز کرم یزدان نمیگیرد مرا
- M2:3375 حق تعالی گفت در گوش شعیب در جواب او فصیح از راه غیب
- M2:3376 که بگفتی چند کردم من گناه وز کرم نگرفت در جرمم اله
- M2:3377 عکس میگویی و مقلوب ای سفیه ای رها کرده ره و بگرفته تیه
- M2:3378 چند چندت گیرم و تو بیخبر در سلاسل ماندهای پا تا به سر
- M2:3379 زنگِ توبرتوت ای دیگ سیاه کرد سیمای درونت را تباه
- M2:3380 بر دلت زنگار بر زنگارها جمع شد تا کور شد ز اسرارها
- M2:3381 گر زند آن دود بر دیگ نوی آن اثر بنماید ار باشد جوی
- M2:3382 زانک هر چیزی به ضد پیدا شود بر سپیدی آن سیه رسوا شود
- M2:3383 چون سیه شد دیگ پس تاثیر دود بعد ازین بر وی که بیند زود زود
- M2:3384 مرد آهنگر که او زنگی بود دود را با روش همرنگی بود
- M2:3385 مرد رومی کو کند آهنگری رویش ابلق گردد از دودآوری
- M2:3386 پس بداند زود تاثیر گناه تا بنالد زود گوید ای اله
- M2:3387 چون کند اصرار و بد پیشه کند خاک اندر چشم اندیشه کند
- M2:3388 توبه نندیشد دگر شیرین شود بر دلش آن جرم تا بیدین شود
- M2:3389 آن پشیمانی و یا رب رفت ازو شست بر آیینه زنگ پنج تو
- M2:3390 آهنش را زنگها خوردن گرفت گوهرش را زنگ کم کردن گرفت
- M2:3391 چون نویسی کاغذ اسپید بر آن نبشته خوانده آید در نظر
- M2:3392 چون نویسی بر سر بنوشته خط فهم ناید خواندنش گردد غلط
- M2:3393 کان سیاهی بر سیاهی اوفتاد هر دو خط شد کور و معنیی نداد
- M2:3394 ور سِیُم باره نویسی بر سرش پس سیه کردی چو جان پر شرش
- M2:3395 پس چه چاره جز پناه چارهگر ناامیدی مس و اکسیرش نظر
- M2:3396 ناامیدیها به پیش او نهید تا ز درد بیدوا بیرون جهید
- M2:3397 چون شعیب این نکتهها با وی بگفت زان دم جان در دل او گل شکفت
- M2:3398 جان او بشنید وحی آسمان گفت اگر بگرفت ما را کو نشان
- M2:3399 گفت یا رب دفع من میگوید او آن گرفتن را نشان میجوید او
- M2:3400 گفت ستارم نگویم رازهاش جز یکی رمز از برای ابتلاش
- M2:3401 یک نشان آنک میگیرم ورا آنک طاعت دارد و صوم و دعا
- M2:3402 وز نماز و از زکات و غیر آن لیک یک ذره ندارد ذوق جان
- M2:3403 میکند طاعات و افعال سنی لیک یک ذره ندارد چاشنی
- M2:3404 طاعتش نغزست و معنی نغز نی جوزها بسیار و در وی مغز نی
- M2:3405 ذوق باید تا دهد طاعات بر مغز باید تا دهد دانه شجر
- M2:3406 دانهٔ بیمغز کی گردد نهال صورت بیجان نباشد جز خیال
❋