دفتر ۳ · 18 beyts
بخش ۱۱۵ - قصاص فرمودن داود علیه السلام خونی را بعد از الزام حجت برو
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M3:2486 هم بدان تیغش بفرمود او قصاص کی کند مکرش ز علم حق خلاص؟
- M3:2487 حلم حق گرچه مواساها کند لیک چون از حد بشد پیدا کند
- M3:2488 خون نخسپد درفتد در هر دلی میل جست و جوی و کشف مشکلی
- M3:2489 اقتضای داوری رب دین سَر بر آرد از ضمیر آن و این
- M3:2490 کان فلان چون شد چه شد حالش چه گشت همچنانک جوشد از گلزار کشت
- M3:2491 جوشش خون باشد آن وا جستها خارش دلها و بحث و ماجرا
- M3:2492 چونک پیداگشت سِر کار او معجزه داود شد فاش و دوتو
- M3:2493 خلق جمله سر برهنه آمدند سر به سجده بر زمینها میزدند
- M3:2494 ما همه کوران اصلی بودهایم از تو ما صد گون عجایب دیدهایم
- M3:2495 سنگ با تو در سخن آمد شهیر کز برای غزو طالوتم بگیر
- M3:2496 تو به سه سنگ و فلاخن آمدی صد هزاران مرد را بر هم زدی
- M3:2497 سنگهایت صدهزاران پاره شد هر یکی هر خصم را خونخواره شد
- M3:2498 آهن اندر دست تو چون موم شد چون زرهسازی تورا معلوم شد
- M3:2499 کوهها با تو رسایل شد شکور با تو میخوانند چون مقری زبور
- M3:2500 صد هزاران چشم دل بگشاده شد از دم تو غیب را آماده شد
- M3:2501 و آن قویتر زان همه کین دایمست زندگی بخشی که سرمد قایمست
- M3:2502 جان جملهٔ معجزات اینست خود کو ببخشد مرده را جان ابد
- M3:2503 کشته شد ظالم جهانی زنده شد هر یکی از نو خدا را بنده شد
❋