دفتر ۳  ·  14 beyts

بخش ۱۵۹ - خجل گشتن خروس پیش سگ به سبب دروغ شدن در آن سه وعده

با این بخش گفت‌وگو کن — ask the Masnavi about this section

پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →
  1. M3:3329 چند چند آخر دروغ و مکر تو خود نپرد جز دروغ از وکر تو
  2. M3:3330 گفت حاشا از من و از جنس من که بگردیم از دروغی ممتحن
  3. M3:3331 ما خروسان چون مؤذن راست‌گوی هم رقیب آفتاب و وقت‌جوی
  4. M3:3332 پاسبان آفتابیم از درون گر کنی بالای ما طشتی نگون
  5. M3:3333 پاسبان آفتابند اولیا در بشر واقف ز اسرار خدا
  6. M3:3334 اصل ما را حق پی بانگ نماز داد هدیه آدمی را در جهاز
  7. M3:3335 گر بناهنگام سهوی‌مان رود در اذان آن مقتل ما می‌شود
  8. M3:3336 گفت ناهنگام حی عل فلاح خون ما را می‌کند خوار و مباح
  9. M3:3337 آنک معصوم آمد و پاک از غلط آن خروس جان وحی آمد فقط
  10. M3:3338 آن غلامش مرد پیش مشتری شد زیان مشتری آن یکسری
  11. M3:3339 او گریزانید مالش را ولیک خون خود را ریخت اندر یاب نیک
  12. M3:3340 یک زیان دفع زیانها می‌شدی جسم و مال ماست جانها را فدی
  13. M3:3341 پیش شاهان در سیاست‌گستری می‌دهی تو مال و سر را می‌خری
  14. M3:3342 اعجمی چون گشته‌ای اندر قضا می‌گریزانی ز داور مال را

↓ download .txt ↓ JSON