Read Daftar 3 Section 169 ← previous · next →

بخش ۱۶۹ - حکمت ویران شدن تن به مرگ

The wisdom of the body's ruin through death

  1. M3:3535 من چو آدم بودم اول حبس کربپر شد اکنون نسل جانم شرق و غرب
  2. M3:3536 من گدا بودم درین خانه چو چاهشاه گشتم قصر باید بهر شاه
  3. M3:3537 قصرها خود مر شهان را مانسستمرده را خانه و مکان گوری بسست Palaces are but dwellings for kings;For the dead, a grave is house and home enough.This couplet asserts that while physical palaces are fitting for earthly kings, for the soul that has departed the body, a mere grave is all the dwelling it needs, highlighting the transient nature of worldly abodes.
  4. M3:3538 انبیا را تنگ آمد این جهانچون شهان رفتند اندر لامکان
  5. M3:3539 مردگان را این جهان بنمود فرظاهرش زفت و به معنی تنگ بر
  6. M3:3540 گر نبودی تنگ این افغان ز چیستچون دو تا شد هر که در وی بیش زیست
  7. M3:3541 در زمان خواب چون آزاد شدزان مکان بنگر که جان چون شاد شد
  8. M3:3542 ظالم از ظلم طبیعت باز رستمرد زندانی ز فکر حبس جست
  9. M3:3543 این زمین و آسمان بس فراخسخت تنگ آمد به هنگام مناخ
  10. M3:3544 جسم بند آمد فراخ وسخت تنگخندهٔ او گریه فخرش جمله ننگ