دفتر ۳  ·  10 beyts

بخش ۱۶۹ - حکمت ویران شدن تن به مرگ

با این بخش گفت‌وگو کن — ask the Masnavi about this section

پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →
  1. M3:3535 من چو آدم بودم اول حبس کرب پر شد اکنون نسل جانم شرق و غرب
  2. M3:3536 من گدا بودم درین خانه چو چاه شاه گشتم قصر باید بهر شاه
  3. M3:3537 قصرها خود مر شهان را مانسست مرده را خانه و مکان گوری بسست
  4. M3:3538 انبیا را تنگ آمد این جهان چون شهان رفتند اندر لامکان
  5. M3:3539 مردگان را این جهان بنمود فر ظاهرش زفت و به معنی تنگ بر
  6. M3:3540 گر نبودی تنگ این افغان ز چیست چون دو تا شد هر که در وی بیش زیست
  7. M3:3541 در زمان خواب چون آزاد شد زان مکان بنگر که جان چون شاد شد
  8. M3:3542 ظالم از ظلم طبیعت باز رست مرد زندانی ز فکر حبس جست
  9. M3:3543 این زمین و آسمان بس فراخ سخت تنگ آمد به هنگام مناخ
  10. M3:3544 جسم بند آمد فراخ وسخت تنگ خندهٔ او گریه فخرش جمله ننگ

↓ download .txt ↓ JSON