دفتر ۳ · 11 beyts
بخش ۲۱۵ - فسخ عزایم و نقضها جهت با خبر کردن آدمی را از آنک مالک و قاهر اوست و گاه گاه عزم او را فسخ ناکردن و نافذ داشتن تا طمع او را بر عزم کردن دارد تا باز عزمش را بشکند تا تنبیه بر تنبیه بود
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M3:4461 عزمها و قصدها در ماجرا گاه گاهی راست میآید ترا
- M3:4462 تا به طمع آن دلت نیت کند بار دیگر نیتت را بشکند
- M3:4463 ور بکلی بیمرادت داشتی دل شدی نومید امل کی کاشتی
- M3:4464 ور بکاریدی امل از عوریش کی شدی پیدا برو مقهوریش
- M3:4465 عاشقان از بیمرادیهای خویش باخبر گشتند از مولای خویش
- M3:4466 بیمرادی شد قلاوز بهشت حفت الجنه شنو ای خوش سرشت
- M3:4467 که مراداتت همه اشکستهپاست پس کسی باشد که کام او رواست
- M3:4468 پس شدند اشکستهاش آن صادقان لیک کو خود آن شکست عاشقان
- M3:4469 عاقلان اشکستهاش از اضطرار عاشقان اشکسته با صد اختیار
- M3:4470 عاقلانش بندگان بندیاند عاشقانش شکری و قندیاند
- M3:4471 ائتیا کرها مهار عاقلان ائتیا طوعا بهار بیدلان
❋