دفتر ۳ · 8 beyts
بخش ۳۱ - وصیت کردن عمران جفت خود را بعد از مجامعت کی مرا ندیده باشی
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M3:888 وا مگردان هیچ ازینها دم مزن تا نیاید بر من و تو صد حزن
- M3:889 عاقبت پیدا شود آثار این چون علامتها رسید ای نازنین
- M3:890 در زمان از سوی میدان نعرهها میرسید از خلق و پر میشد هوا
- M3:891 شاه از آن هیبت برون جست آن زمان پابرهنه کین چه غلغلهاست هان
- M3:892 از سوی میدان چه بانگست و غریو کز نهیبش میرمد جنی و دیو
- M3:893 گفت عمران شاه ما را عمر باد قوم اسرائیلیانند از تو شاد
- M3:894 از عطای شاه شادی میکنند رقص میآرند و کفها میزنند
- M3:895 گفت باشد کین بود اما ولیک وهم و اندیشه مرا پُر کرد نیک
❋