دفتر ۳ · 10 beyts
بخش ۶۹ - دیدن زرگر عاقبت کار را و سخن بر وفق عاقبت گفتن با مستعیر ترازو
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M3:1624 آن یکی آمد به پیش زرگری که ترازو ده که بر سنجم زری
- M3:1625 گفت خواجه رو مرا غربال نیست گفت میزان ده برین تسخر مهایست
- M3:1626 گفت جاروبی ندارم در دکان گفت بس بس این مضاحک را بمان
- M3:1627 من ترازویی که میخواهم بده خویشتن را کر مکن هر سو مجه
- M3:1628 گفت بشنیدم سخن کر نیستم تا نپنداری که بی معنیستم
- M3:1629 این شنیدم لیک پیری مرتعش دست لرزان جسم تو نامنتعش
- M3:1630 وان زر تو هم قراضهٔ خرد مرد دست لرزد پس بریزد زر خرد
- M3:1631 پس بگویی خواجه جاروبی بیار تا بجویم زر خود را در غبار
- M3:1632 چون بروبی خاک را جمع آوری گوییم غلبیر خواهم ای جری
- M3:1633 من ز اول دیدم آخر را تمام جای دیگر رو ازینجا والسلام
❋