Read Daftar 3 Section 69 ← previous · next →

بخش ۶۹ - دیدن زرگر عاقبت کار را و سخن بر وفق عاقبت گفتن با مستعیر ترازو

The goldsmith seeing the outcome of the matter and speaking in accordance with the outcome to the borrower of the scale

  1. M3:1624 آن یکی آمد به پیش زرگریکه ترازو ده که بر سنجم زری
  2. M3:1625 گفت خواجه رو مرا غربال نیستگفت میزان ده برین تسخر مه‌ایست
  3. M3:1626 گفت جاروبی ندارم در دکانگفت بس بس این مضاحک را بمان
  4. M3:1627 من ترازویی که می‌خواهم بدهخویشتن را کر مکن هر سو مجه
  5. M3:1628 گفت بشنیدم سخن کر نیستمتا نپنداری که بی معنیستم
  6. M3:1629 این شنیدم لیک پیری مرتعشدست لرزان جسم تو نامنتعش
  7. M3:1630 وان زر تو هم قراضهٔ خرد مرددست لرزد پس بریزد زر خرد
  8. M3:1631 پس بگویی خواجه جاروبی بیارتا بجویم زر خود را در غبار
  9. M3:1632 چون بروبی خاک را جمع آوریگوییم غلبیر خواهم ای جری
  10. M3:1633 من ز اول دیدم آخر را تمامجای دیگر رو ازینجا والسلام