دفتر ۳  ·  22 beyts

بخش ۷۱ - تشبیه بند و دام قضا به صورت پنهان به اثر پیدا

با این بخش گفت‌وگو کن — ask the Masnavi about this section

پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →
  1. M3:1650 بینی اندر دلق مهتر زاده‌ای سر برهنه در بلا افتاده‌ای
  2. M3:1651 در هوای نابکاری سوخته اقمشه و املاک خود بفروخته
  3. M3:1652 خان و مان رفته شده بدنام و خوار کام دشمن می‌رود ادبیروار
  4. M3:1653 زاهدی بیند بگوید ای کیا همتی می‌دار از بهر خدا
  5. M3:1654 کاندرین ادبار زشت افتاده‌ام مال و زر و نعمت از کف داده‌ام
  6. M3:1655 همتی تا بوک من زین وا رهم زین گل تیره بود که بر جهم
  7. M3:1656 این دعا می‌خواهد او از عام و خاص کالخلاص و الخلاص و الخلاص
  8. M3:1657 دست باز و پای باز و بند نی نه موکل بر سرش نه آهنی
  9. M3:1658 از کدامین بند می‌جویی خلاص وز کدامین حبس می‌جویی مناص
  10. M3:1659 بند تقدیر و قضای مختفی کی نبیند آن به جز جان صفی
  11. M3:1660 گرچه پیدا نیست آن در مکمنست بتر از زندان و بند آهنست
  12. M3:1661 زانک آهنگر مر آن را بشکند حفره گر هم خشت زندان بر کند
  13. M3:1662 ای عجب این بند پنهان گران عاجز از تکسیر آن آهنگران
  14. M3:1663 دیدن آن بند احمد را رسد بر گلوی بسته حبل من مسد
  15. M3:1664 دید بر پشت عیال بولهب تنگ هیزم گفت حمالهٔ حطب
  16. M3:1665 حبل و هیزم را جز او چشمی ندید که پدید آید برو هر ناپدید
  17. M3:1666 باقیانش جمله تاویلی کنند کین ز بیهوشیست و ایشان هوشمند
  18. M3:1667 لیک از تاثیر آن پشتش دوتو گشته و نالان شده او پیش تو
  19. M3:1668 که دعایی همتی تا وا رهم تا ازین بند نهان بیرون جهم
  20. M3:1669 آنک بیند این علامتها پدید چون نداند او شقی را از سعید
  21. M3:1670 داند و پوشد بامر ذوالجلال که نباشد کشف راز حق حلال
  22. M3:1671 این سخن پایان ندارد آن فقیر از مجاعت شد زبون و تن اسیر

↓ download .txt ↓ JSON