دفتر ۳ · 17 beyts
بخش ۷۶ - حکایت استر پیش شتر کی من بسیار در رو میافتم و تو نمیافتی الا به نادر
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M3:1746 گفت استر با شتر کای خوش رفیق در فراز و شیب و در راه دقیق
- M3:1747 تو نه آیی در سر و خوش میروی من همیآیم بسر در چون غوی
- M3:1748 من همیافتم بهرو در هر دمی خواه در خشکی و خواه اندر نمی
- M3:1749 این سبب را باز گو با من که چیست تا بدانم من که چون باید بزیست
- M3:1750 گفت چشم من ز تو روشنترست بعد از آن هم از بلندی ناظرست
- M3:1751 چون برآیم بر سرکوه بلند آخر عقبه ببینم هوشمند
- M3:1752 پس همه پستی و بالایی راه دیدهام را وا نماید هم اله
- M3:1753 هر قدم من از سر بینش نهم از عثار و اوفتادن وا رهم
- M3:1754 تو ببینی پیش خود یک دو سه گام دانه بینی و نبینی رنج دام
- M3:1755 یستوی الاعمی لدیکم و البصیر فی المقام و النزول و المسیر
- M3:1756 چون جنین را در شکم حق جان دهد جذب اجزا در مزاج او نهد
- M3:1757 از خورش او جذب اجزا میکند تار و پود جسم خود را میتند
- M3:1758 تا چهل سالش بهجذب جزوها حق حریصش کرده باشد در نما
- M3:1759 جذب اجزا روح را تعلیم کرد چون نداند جذب اجزا شاه فرد
- M3:1760 جامع این ذرهها خورشید بود بی غذا اجزات را داند ربود
- M3:1761 آن زمانی که در آیی تو ز خواب هوش و حس رفته را خواند شتاب
- M3:1762 تا بدانی کان ازو غایب نشد باز آید چون بفرماید که عد
❋