دفتر ۳ · 23 beyts
بخش ۸۲ - بقیهٔ حکایت نابینا و مصحف
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M3:1855 مرد مهمان صبرکرد و ناگهان کشف گشتش حال مشکل در زمان
- M3:1856 نیمشب آواز قرآن را شنید جست از خواب آن عجایب را بدید
- M3:1857 که ز مصحف کور میخواندی درست گشت بیصبر و ازو آن حال جست
- M3:1858 گفت آیا ای عجب با چشم کور چون همیخوانی همیبینی سطور
- M3:1859 آنچ میخوانی بر آن افتادهای دست را بر حرف آن بنهادهای
- M3:1860 اصبعت در سیر پیدا میکند که نظر بر حرف داری مستند
- M3:1861 گفت ای گشته ز جهل تن جدا این عجب میداری از صنع خدا
- M3:1862 من ز حق در خواستم کای مستعان بر قرائت من حریصم همچو جان
- M3:1863 نیستم حافظ مرا نوری بده در دو دیده وقت خواندن بیگره
- M3:1864 باز دِه دو دیدهام را آن زمان که بگیرم مصحف و خوانم عیان
- M3:1865 آمد از حضرت ندا کای مرد کار ای بههر رنجی به ما اومیدوار
- M3:1866 حُسن ظنست و امیدی خوش تورا که تورا گوید بههر دم برتر آ
- M3:1867 هر زمان که قصد خواندن باشدت یا ز مصحفها قرائت بایدت
- M3:1868 من در آن دم وا دهم چشم تورا تا فرو خوانی معظم جوهرا
- M3:1869 همچنان کرد و هر آنگاهی که من وا گشایم مصحف اندر خواندن
- M3:1870 آن خبیری که نشد غافل ز کار آن گرامی پادشاه و کردگار
- M3:1871 باز بخشد بینشم آن شاه فرد در زمان همچون چراغ شبنورد
- M3:1872 زین سبب نبود ولی را اعتراض هرچه بستاند فرستد اعتیاض
- M3:1873 گر بسوزد باغت انگورت دهد در میان ماتمی سورت دهد
- M3:1874 آن شَلِ بیدست را دستی دهد کان غمها را دل مستی دهد
- M3:1875 لا نسلم و اعتراض از ما برفت چون عوض میآید از مفقود زفت
- M3:1876 چونک بی آتش مرا گرمی رسد راضیم گر آتشش ما را کُشد
- M3:1877 بی چراغی چون دهد او روشنی گر چراغت شد چه افغان میکنی
❋