دفتر ۳  ·  17 beyts

بخش ۸۵ - قصهٔ دقوقی رحمة الله علیه و کراماتش

با این بخش گفت‌وگو کن — ask the Masnavi about this section

پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →
  1. M3:1924 آن دقوقی داشت خوش دیباجه‌ای عاشق و صاحب کرامت خواجه‌ای
  2. M3:1925 در زمین می‌شد چو مه بر آسمان شب‌روان راگشته زو روشن روان
  3. M3:1926 در مقامی مسکنی کم ساختی کم دو روز اندر دهی انداختی
  4. M3:1927 گفت در یک خانه گر باشم دو روز عشق آن مسکن کند در من فروز
  5. M3:1928 غرة المسکن احاذره انا انقلی یا نفس سیری للغنا
  6. M3:1929 لا اعود خلق قلبی بالمکان کی یکون خالصا فی الامتحان
  7. M3:1930 روز اندر سیر بد شب در نماز چشم اندر شاه باز او همچو باز
  8. M3:1931 منقطع از خلق، نه از بد خوی منفرد از مرد و زن، نه از دوی
  9. M3:1932 مشفقی بر خلق و نافع همچو آب خوش شفعیی و دعااش مستجاب
  10. M3:1933 نیک و بد را مهربان و مستقر بهتر از مادر شهی‌تر از پدر
  11. M3:1934 گفت پیغامبر شما را ای مهان چون پدر هستم شفیق و مهربان
  12. M3:1935 زان سبب که جمله اجزای منید جزو را از کُل چرا بر می‌کنید
  13. M3:1936 جزو از کُل قطع شد بی کار شد عضو از تن قطع شد مردار شد
  14. M3:1937 تا نپیوندد به‌کُل بارِ دگر مُرده باشد نبودش از جان خبر
  15. M3:1938 ور بجنبد نیست آن را خود سند عضو نو ببریده هم جنبش کند
  16. M3:1939 جزو ازین کُل گر بُرد یکسو رود این نه آن کُلست کو ناقص شود
  17. M3:1940 قطع و وصل او نیاید در مَقال چیز ناقص گفته شد بهر مثال

↓ download .txt ↓ JSON