دفتر ۴ · 31 beyts
بخش ۱۰۲ - مشورت کردن فرعون با ایسیه در ایمان آوردن به موسی علیهالسلام
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M4:2594 باز گفت او این سخن با ایسیه گفت جان افشان برین ای دلسیه
- M4:2595 بس عنایتهاست متن این مقال زود در یاب ای شه نیکو خصال
- M4:2596 وقت کشت آمد زهی پر سود کشت این بگفت و گریه کرد و گرم گشت
- M4:2597 بر جهید از جا و گفتا بخ لک آفتابی تاجرت گشت ای کلک
- M4:2598 عیب کل را خود بپوشاند کلاه خاصه چون باشد کله خورشید و ماه
- M4:2599 هم در آن مجلس که بشنیدی تو این چون نگفتی آری و صد آفرین
- M4:2600 این سخن در گوش خورشید ار شدی سرنگون بر بوی این زیر آمدی
- M4:2601 هیچ میدانی چه وعدهست و چه داد میکند ابلیس را حق افتقاد
- M4:2602 چون بدین لطف آن کریمت باز خواند ای عجب چون زهرهات بر جای ماند
- M4:2603 زهرهات ندرید تا زان زهرهات بودی اندر هر دو عالم بهرهات
- M4:2604 زهرهای کز بهرهٔ حق بر درد چون شهیدان از دو عالم بر خورد
- M4:2605 غافلی هم حکمتست و این عمی تا بماند لیک تا این حد چرا
- M4:2606 غافلی هم حکمتست و نعمتست تا نپرد زود سرمایه ز دست
- M4:2607 لیک نی چندانک ناسوری شود زهر جان و عقل رنجوری شود
- M4:2608 خود کی یابد این چنین بازار را که به یک گل میخری گلزار را
- M4:2609 دانهای را صد درختستان عوض حبهای را آمدت صد کان عوض
- M4:2610 کان لله دادن آن حبه است تا که کانالله له آید به دست
- M4:2611 زآنک این هوی ضعیف بیقرار هست شد زان هوی رب پایدار
- M4:2612 هوی فانی چونک خود فا او سپرد گشت باقی دایم و هرگز نمرد
- M4:2613 همچو قطرهٔ خایف از باد و ز خاک که فنا گردد بدین هر دو هلاک
- M4:2614 چون به اصل خود که دریا بود جست از تف خورشید و باد و خاک رست
- M4:2615 ظاهرش گم گشت در دریا و لیک ذات او معصوم و پا بر جا و نیک
- M4:2616 هین بده ای قطره خود را بیندم تا بیابی در بهای قطره یم
- M4:2617 هین بده ای قطره خود را این شرف در کف دریا شو آمن از تلف
- M4:2618 خود کرا آید چنین دولت به دست قطره را بحری تقاضاگر شدست
- M4:2619 الله الله زود بفروش و بخر قطرهای ده بحر پر گوهر ببر
- M4:2620 الله الله هیچ تاخیری مکن که ز بحر لطف آمد این سخن
- M4:2621 لطف اندر لطف این گم میشود که اسفلی بر چرخ هفتم میشود
- M4:2622 هین که یک بازی فتادت بوالعجب هیچ طالب این نیابد در طلب
- M4:2623 گفت با هامان بگویم ای ستیر شاه را لازم بود رای وزیر
- M4:2624 گفت با هامان مگو این راز را کور کمپیری چه داند باز را
❋