دفتر ۴ · 34 beyts
بخش ۱۱۷ - مثال دیگر هم درین معنی
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M4:3047 هست بازیهای آن شیر علم مخبری از بادهای مکتتم
- M4:3048 گر نبودی جنبش آن بادها شیر مرده کی بجستی در هوا
- M4:3049 زان شناسی باد را گر آن صباست یا دبورست این بیان آن خفاست
- M4:3050 این بدن مانند آن شیر علم فکر میجنباند او را دم به دم
- M4:3051 فکر کان از مشرق آید آن صباست وآنک از مغرب دبور با وباست
- M4:3052 مشرق این باد فکرت دیگرست مغرب این باد فکرت زان سرست
- M4:3053 مه جمادست و بود شرقش جماد جان جان جان بود شرق فؤاد
- M4:3054 شرق خورشیدی که شد باطنفروز قشر و عکس آن بود خورشید روز
- M4:3055 زآنک چون مرده بود تن بیلهب پیش او نه روز بنماید نه شب
- M4:3056 ور نباشد آن چو این باشد تمام بیشب و بی روز دارد انتظام
- M4:3057 همچنانک چشم میبیند به خواب بیمه و خورشید ماه و آفتاب
- M4:3058 نوم ما چون شد اخ الموت ای فلان زین برادر آن برادر را بدان
- M4:3059 ور بگویندت که هست آن فرع این مشنو آن را ای مقلد بییقین
- M4:3060 میبیند خواب جانت وصف حال که به بیداری نبینی بیست سال
- M4:3061 در پی تعبیر آن تو عمرها میدوی سوی شهان با دها
- M4:3062 که بگو آن خواب را تعبیر چیست فرع گفتن این چنین سر را سگیست
- M4:3063 خواب عامست این و خود خواب خواص باشد اصل اجتبا و اختصاص
- M4:3064 پیل باید تا چو خسپد او ستان خواب بیند خطهٔ هندوستان
- M4:3065 خر نبیند هیچ هندستان به خواب خر ز هندستان نکردست اغتراب
- M4:3066 جان همچون پیل باید نیک زفت تا به خواب او هند داند رفت تفت
- M4:3067 ذکر هندستان کند پیل از طلب پس مصور گردد آن ذکرش به شب
- M4:3068 اذکروا الله کار هر اوباش نیست ارجعی بر پای هر قلاش نیست
- M4:3069 لیک تو آیس مشو هم پیل باش ور نه پیلی در پی تبدیل باش
- M4:3070 کیمیاسازان گردون را ببین بشنو از میناگران هر دم طنین
- M4:3071 نقشبندانند در جو فلک کارسازانند بهر لی و لک
- M4:3072 گر نبینی خلق مشکین جیب را بنگر ای شبکور این آسیب را
- M4:3073 هر دم آسیبست بر ادراک تو نبت نو نو رسته بین از خاک تو
- M4:3074 زین بد ابراهیم ادهم دیده خواب بسط هندستان دل را بیحجاب
- M4:3075 لاجرم زنجیرها را بر درید مملکت بر هم زد و شد ناپدید
- M4:3076 آن نشان دید هندستان بود که جهد از خواب و دیوانه شود
- M4:3077 میفشاند خاک بر تدبیرها میدراند حلقهٔ زنجیرها
- M4:3078 آنچنان که گفت پیغامبر ز نور که نشانش آن بود اندر صدور
- M4:3079 که تجافی آرد از دار الغرور هم انابت آرد از دار السرور
- M4:3080 بهر شرح این حدیث مصطفی داستانی بشنو ای یار صفا
❋