دفتر ۴  ·  16 beyts

بخش ۱۱۹ - عروس آوردن پادشاه فرزند خود را از خوف انقطاع نسل

با این بخش گفت‌وگو کن — ask the Masnavi about this section

پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →
  1. M4:3109 پس عروسی خواست باید بهر او تا نماید زین تزوج نسل رو
  2. M4:3110 گر رود سوی فنا این باز باز فرخ او گردد ز بعد باز باز
  3. M4:3111 صورت او باز گر زینجا رود معنی او در ولد باقی بود
  4. M4:3112 بهر این فرمود آن شاه نبیه مصطفی که الولد سر ابیه
  5. M4:3113 بهر این معنی همه خلق از شغف می‌بیاموزند طفلان را حرف
  6. M4:3114 تا بماند آن معانی در جهان چون شود آن قالب ایشان نهان
  7. M4:3115 حق به حکمت حرصشان دادست جد بهر رشد هر صغیر مستعد
  8. M4:3116 من هم از بهر دوام نسل خویش جفت خواهم پور خود را خوب کیش
  9. M4:3117 دختری خواهم ز نسل صالحی نی ز نسل پادشاهی کالحی
  10. M4:3118 شاه خود این صالحست آزاد اوست نی اسیر حرص فرجست و گلوست
  11. M4:3119 مر اسیران را لقب کردند شاه عکس چون کافور نام آن سیاه
  12. M4:3120 شد مفازه بادیهٔ خون‌خوار نام نیکبخت آن پیس را کردند عام
  13. M4:3121 بر اسیر شهوت و حرص و امل بر نوشته میر یا صدر اجل
  14. M4:3122 آن اسیران اجل را عام داد نام امیران اجل اندر بلاد
  15. M4:3123 صدر خوانندش که در صف نعال جان او پستست یعنی جاه و مال
  16. M4:3124 شاه چون با زاهدی خویشی گزید این خبر در گوش خاتونان رسید

↓ download .txt ↓ JSON