دفتر ۴  ·  14 beyts

بخش ۱۳ - عذر خواستن آن عاشق از گناه خویش به تلبیس و روی پوش و فهم کردن معشوق آن را نیز

با این بخش گفت‌وگو کن — ask the Masnavi about this section

پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →
  1. M4:304 گفت عاشق امتحان کردم مگیر تا ببینم تو حریفی یا ستیر
  2. M4:305 من همی دانستمت بی‌امتحان لیک کی باشد خبر هم‌چون عیان
  3. M4:306 آفتابی نام تو مشهور و فاش چه زیانست ار بکردم ابتلاش
  4. M4:307 تو منی من خویشتن را امتحان می‌کنم هر روز در سود و زیان
  5. M4:308 انبیا را امتحان کرده عدات تا شده ظاهر ازیشان معجزات
  6. M4:309 امتحان چشم خود کردم به نور ای که چشم بد ز چشمان تو دور
  7. M4:310 این جهان هم‌چون خرابست و تو گنج گر تفحص کردم از گنجت مرنج
  8. M4:311 زان چنین بی‌خردگی کردم گزاف تا زنم با دشمنان هر بار لاف
  9. M4:312 تا زبانم چون ترا نامی نهد چشم ازین دیده گواهیها دهد
  10. M4:313 گر شدم در راه حرمت راه‌زن آمدم ای مه به شمشیر و کفن
  11. M4:314 جز به دست خود مبرم پا و سر که ازین دستم نه از دست دگر
  12. M4:315 از جدایی باز می‌رانی سخن هر چه خواهی کن ولیکن این مکن
  13. M4:316 در سخن آباد این دم راه شد گفت امکان نیست چون بیگاه شد
  14. M4:317 پوستها گفتیم و مغز آمد دفین گر بمانیم این نماند همچنین

↓ download .txt ↓ JSON