دفتر ۴  ·  31 beyts

بخش ۱۳۳ - حکایت آن زن پلیدکار کی شوهر را گفت کی آن خیالات از سر امرودبُن می‌نماید ترا کی چنین‌ها نماید چشم آدمی را سر آن امرودبن از سر امرود‌بن فرود آی تا آن خیال‌ها برود و اگر کسی گوید کی آنچ آن مرد می‌دید خیال نبود و جواب این مثالی‌ست نه مثل در مثال همین قدر بس بود کی اگر بر سر امرودبن نرفتی هرگز آنها ندیدی خواه خیال خواه حقیقت

با این بخش گفت‌وگو کن — ask the Masnavi about this section

پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →
  1. M4:3540 آن زنی می‌خواست تا با مول خود بر زند در پیش شوی گول خود
  2. M4:3541 پس به شوهر گفت زن کای نیکبخت من برآیم میوه چیدن بر درخت
  3. M4:3542 چون برآمد بر درخت آن زن گریست چون ز بالا سوی شوهر بنگریست
  4. M4:3543 گفت شوهر را کای مأبون رَد کیست آن لوطی که بر تو می‌فتد
  5. M4:3544 تو به زیر او چو زن بغنوده‌ای ای فلان تو خود مخنّث بوده‌ای
  6. M4:3545 گفت شوهر نه سرت گویی بگشت ورنه اینجا نیست غیر من به دشت
  7. M4:3546 زن مکرر کرد که آن با بُرطله کیست بر پشتت فرو خفته هله
  8. M4:3547 گفت ای زن هین فرود آ از درخت که سرت گشت و خرف گشتی تو سخت
  9. M4:3548 چون فرود آمد بر آمد شوهرش زن کشید آن مول را اندر برش
  10. M4:3549 گفت شوهر کیست آن ای روسپی که به بالای تو آمد چون کپی
  11. M4:3550 گفت زن نه نیست اینجا غیر من هین سرت برگشته شد هرزه متن
  12. M4:3551 او مکرر کرد بر زن آن سخن گفت زن این هست از امرودبُن
  13. M4:3552 از سر امرودبن من هم‌چنان کژ همی دیدم که تو ای قلتبان
  14. M4:3553 هین فرود آ تا ببینی هیچ نیست این همه تخییل از امروبُنیست
  15. M4:3554 هزل تعلیم است آن را جد شنو تو مشو بر ظاهر هزلش گرو
  16. M4:3555 هر جدی هزلست پیش هازلان هزلها جدست پیش عاقلان
  17. M4:3556 کاهلان امرودبن جویند لیک تا بدان امرودبن راهیست نیک
  18. M4:3557 نقل کن ز امرودبن که اکنون برو گشته‌ای تو خیره‌چشم و خیره‌رو
  19. M4:3558 این منی و هستی اول بود که برو دیده کژ و احول بود
  20. M4:3559 چون فرود آیی ازین امرودبن کژ نماند فکرت و چشم و سخن
  21. M4:3560 یک درخت بخت بینی گشته این شاخ او بر آسمان هفتمین
  22. M4:3561 چون فرود آیی ازو گردی جدا مبدلش گرداند از رحمت خدا
  23. M4:3562 زین تواضع که فرود آیی خدا راست بینی بخشد آن چشم ترا
  24. M4:3563 راست بینی گر بدی آسان و زب مصطفی کی خواستی آن را ز رب
  25. M4:3564 گفت بنما جزو جزو از فوق و پست آنچنان که پیش تو آن جزو هست
  26. M4:3565 بعد از آن بر رو بر آن امرودبن که مبدل گشت و سبز از امر کن
  27. M4:3566 چون درخت موسوی شد این درخت چون سوی موسی کشانیدی تو رخت
  28. M4:3567 آتش او را سبز و خرم می‌کند شاخ او انی انا الله می‌زند
  29. M4:3568 زیر ظلش جمله حاجاتت روا این چنین باشد الهی کیمیا
  30. M4:3569 آن منی و هستیت باشد حلال که درو بینی صفات ذوالجلال
  31. M4:3570 شد درخت کژ مقوم حق‌نما اصله ثابت و فرعه فی‌السما

↓ download .txt ↓ JSON