دفتر ۴  ·  17 beyts

بخش ۲۰ - در بیان آنک حکما گویند آدمی عالم صغریست و حکمای اللهی گویند آدمی عالم کبریست زیرا آن علم حکما بر صورت آدمی مقصور بود و علم این حکما در حقیقت حقیقت آدمی موصول بود

با این بخش گفت‌وگو کن — ask the Masnavi about this section

پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →
  1. M4:519 پس به صورت عالم اصغر توی پس به معنی عالم اکبر توی
  2. M4:520 ظاهر آن شاخ اصل میوه است باطنا بهر ثمر شد شاخ هست
  3. M4:521 گر نبودی میل و اومید ثمر کی نشاندی باغبان بیخ شجر
  4. M4:522 پس به معنی آن شجر از میوه زاد گر به صورت از شجر بودش ولاد
  5. M4:523 مصطفی زین گفت که آدم و انبیا خلف من باشند در زیر لوا
  6. M4:524 بهر این فرموده است آن ذو فنون رمز نحن اخرون السابقون
  7. M4:525 گر بصورت من ز آدم زاده‌ام من به معنی جد جد افتاده‌ام
  8. M4:526 کز برای من بدش سجدهٔ ملک وز پی من رفت بر هفتم فلک
  9. M4:527 پس ز من زایید در معنی پدر پس ز میوه زاد در معنی شجر
  10. M4:528 اول فکر آخر آمد در عمل خاصه فکری کو بود وصف ازل
  11. M4:529 حاصل اندر یک زمان از آسمان می‌رود می‌آید ایدر کاروان
  12. M4:530 نیست بر این کاروان این ره دراز کی مفازه زفت آید با مفاز
  13. M4:531 دل به کعبه می‌رود در هر زمان جسم طبع دل بگیرد ز امتنان
  14. M4:532 این دراز و کوتهی مر جسم راست چه دراز و کوته آنجا که خداست
  15. M4:533 چون خدا مر جسم را تبدیل کرد رفتنش بی‌فرسخ و بی‌میل کرد
  16. M4:534 صد امیدست این زمان بردار گام عاشقانه ای فتی خل الکلام
  17. M4:535 گرچه پلهٔ چشم بر هم می‌زنی در سفینه خفته‌ای ره می‌کنی

↓ download .txt ↓ JSON