دفتر ۴  ·  17 beyts

بخش ۳۳ - پیدا کردن سلیمان علیه‌السلام کی مرا خالصا لامر الله جهدست در ایمان تو یک ذره غرضی نیست مرا نه در نفس تو و حسن تو و نه در ملک تو خود بینی چون چشم جان باز شود به نورالله

با این بخش گفت‌وگو کن — ask the Masnavi about this section

پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →
  1. M4:810 هین بیا که من رسولم دعوتی چون اجل شهوت‌کشم نه شهوتی
  2. M4:811 ور بود شهوت امیر شهوتم نه اسیر شهوت روی بتم
  3. M4:812 بت‌شکن بودست اصل اصل ما چون خلیل حق و جمله انبیا
  4. M4:813 گر در آییم ای رهی در بتکده بت سجود آرد نه ما در معبده
  5. M4:814 احمد و بوجهل در بتخانه رفت زین شدن تا آن شدن فرقیست زفت
  6. M4:815 این در آید سر نهند او را بتان آن در آید سر نهد چون امتان
  7. M4:816 این جهان شهوتی بتخانه‌ایست انبیا و کافران را لانه‌ایست
  8. M4:817 لیک شهوت بندهٔ پاکان بود زر نسوزد زانک نقد کان بود
  9. M4:818 کافران قلب‌اند و پاکان هم‌چو زر اندرین بوته درند این دو نفر
  10. M4:819 قلب چون آمد سیه شد در زمان زر در آمد شد زری او عیان
  11. M4:820 دست و پا انداخت زر در بوته خوش در رخ آتش همی خندد رگش
  12. M4:821 جسم ما روپوش ما شد در جهان ما چو دریا زیر این که در نهان
  13. M4:822 شاه دین را منگر ای نادان بطین کین نظر کردست ابلیس لعین
  14. M4:823 کی توان اندود این خورشید را با کف گل تو بگو آخر مرا
  15. M4:824 گر بریزی خاک و صد خاکسترش بر سر نور او برآید بر سرش
  16. M4:825 که کی باشد کو بپوشد روی آب طین کی باشد کو بپوشد آفتاب
  17. M4:826 خیز بلقیسا چو ادهم شاه‌وار دود ازین ملک دو سه روزه بر آر

↓ download .txt ↓ JSON