دفتر ۴  ·  29 beyts

بخش ۵۸ - چالیش عقل با نفس هم چون تنازع مجنون با ناقه میل مجنون سوی حره میل ناقه واپس سوی کره چنانک گفت مجنون هوا ناقتی خلفی و قدامی الهوی و انی و ایاها لمختلفان

با این بخش گفت‌وگو کن — ask the Masnavi about this section

پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →
  1. M4:1530 هم‌چو مجنون‌اند و چون ناقه‌ش یقین می‌کشد آن پیش و این واپس به کین
  2. M4:1531 میل مجنون پیش آن لیلی روان میل ناقه پس پی کره دوان
  3. M4:1532 یک دم ار مجنون ز خود غافل بدی ناقه گردیدی و واپس آمدی
  4. M4:1533 عشق و سودا چونک پر بودش بُدَن می‌نبودش چاره از بی‌خَود شدن
  5. M4:1534 آنک او باشد مراقب، عقل بود عقل را، سودای لیلی در ربود
  6. M4:1535 لیک ناقه بس مراقب بود و چست چون بدیدی او مهار خویش سست
  7. M4:1536 فهم کردی زو که غافل گشت و دنگ رو سپس کردی به کره بی‌درنگ
  8. M4:1537 چون به خود باز آمدی دیدی ز جا کو سپس رفتست بس فرسنگها
  9. M4:1538 در سه روزه ره بدین احوالها ماند مجنون در تردد سالها
  10. M4:1539 گفت ای ناقه چو هر دو عاشقیم ما دو ضد پس همره نالایقیم
  11. M4:1540 نیستت بر وفق من مهر و مهار کرد باید از تو صحبت اختیار
  12. M4:1541 این دو همره یکدگر را راه‌زن گمره آن جان کو فرو ناید ز تن
  13. M4:1542 جان ز هجر عرش اندر فاقه‌ای تن ز عشق خاربن چون ناقه‌ای
  14. M4:1543 جان گشاید سوی بالا بالها در زده تن در زمین چنگالها
  15. M4:1544 تا تو با من باشی ای مردهٔ وطن پس ز لیلی دور ماند جان من
  16. M4:1545 روزگارم رفت زین گون حالها هم‌چو تیه و قوم موسی سالها
  17. M4:1546 خطوتینی بود این ره تا وصال مانده‌ام در ره ز شستت شصت سال
  18. M4:1547 راه نزدیک و بماندم سخت دیر سیر گشتم زین سواری سیرسیر
  19. M4:1548 سرنگون خود را از اشتر در فکند گفت سوزیدم ز غم تا چندچند
  20. M4:1549 تنگ شد بر وی بیابان فراخ خویشتن افکند اندر سنگلاخ
  21. M4:1550 آنچنان افکند خود را سخت زیر که مخلخل گشت جسم آن دلیر
  22. M4:1551 چون چنان افکند خود را سوی پست از قضا آن لحظه پایش هم شکست
  23. M4:1552 پای را بر بست و گفتا گو شوم در خم چوگانش غلطان می‌روم
  24. M4:1553 زین کند نفرین حکیم خوش‌دهن بر سواری کو فرو ناید ز تن
  25. M4:1554 عشق مولی کی کم از لیلی بود گوی گشتن بهر او اولی بود
  26. M4:1555 گوی شو می‌گرد بر پهلوی صدق غلط غلطان در خم چوگان عشق
  27. M4:1556 کین سفر زین پس بود جذب خدا وان سفر بر ناقه باشد سیر ما
  28. M4:1557 این چنین سیریست مستثنی ز جنس کان فزود از اجتهاد جن و انس
  29. M4:1558 این چنین جذبیست نی هر جذب عام که نهادش فضل احمد والسلام

↓ download .txt ↓ JSON