دفتر ۴ · 29 beyts
بخش ۶۲ - بیان آنک عارف را غذاییست از نور حق کی ابیت عند ربی یطعمنی و یسقینی و قوله الجوع طعام الله یحیی به ابدان الصدیقین ای فی الجوع یصل طعامالله
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M4:1638 زانک هر کره پی مادر رود تا بدان جنسیتش پیدا شود
- M4:1639 آدمی را شیر از سینه رسد شیر خر از نیم زیرینه رسد
- M4:1640 عدل قسامست و قسمت کردنیست این عجب که جبر نی و ظلم نیست
- M4:1641 جبر بودی کی پشیمانی بدی ظلم بودی کی نگهبانی بدی
- M4:1642 روز آخر شد سبق فردا بود راز ما را روز کی گنجا بود
- M4:1643 ای بکرده اعتماد واثقی بر دم و بر چاپلوس فاسقی
- M4:1644 قبهای بر ساختستی از حباب آخر آن خیمهست بس واهیطناب
- M4:1645 زرق چون برقست و اندر نور آن راه نتوانند دیدن رهروان
- M4:1646 این جهان و اهل او بیحاصلاند هر دو اندر بیوفایی یکدلاند
- M4:1647 زادهٔ دنیا چو دنیا بیوفاست گرچه رو آرد به تو آن رو قفاست
- M4:1648 اهل آن عالم چو آن عالم ز بر تا ابد در عهد و پیمان مستمر
- M4:1649 خود دو پیغمبر به هم کی ضد شدند معجزات از همدگر کی بستدند
- M4:1650 کی شود پژمرده میوهٔ آن جهان شادی عقلی نگردد اندهان
- M4:1651 نفس بیعهدست زان رو کشتنیست او دنی و قبلهگاه او دنیست
- M4:1652 نفسها را لایقست این انجمن مرده را درخور بود گور و کفن
- M4:1653 نفس اگر چه زیرکست و خردهدان قبلهاش دنیاست او را مرده دان
- M4:1654 آب وحی حق بدین مرده رسید شد ز خاک مردهای زنده پدید
- M4:1655 تا نیاید وحش تو غره مباش تو بدان گلگونهٔ طال بقاش
- M4:1656 بانگ و صیتی جو که آن خامل نشد تاب خورشیدی که آن آفل نشد
- M4:1657 آن هنرهای دقیق و قال و قیل قوم فرعوناند اجل چون آب نیل
- M4:1658 رونق و طاق و طرنب و سحرشان گرچه خلقان را کشد گردن کشان
- M4:1659 سحرهای ساحران دان جمله را مرگ چوبی دان که آن گشت اژدها
- M4:1660 جادویها را همه یک لقمه کرد یک جهان پر شب بد آن را صبح خورد
- M4:1661 نور از آن خوردن نشد افزون و بیش بل همان سانست کو بودست پیش
- M4:1662 در اثر افزون شد و در ذات نی ذات را افزونی و آفات نی
- M4:1663 حق ز ایجاد جهان افزون نشد آنچ اول آن نبود اکنون نشد
- M4:1664 لیک افزون گشت اثر ز ایجاد خلق در میان این دو افزونیست فرق
- M4:1665 هست افزونی اثر اظهار او تا پدید آید صفات و کار او
- M4:1666 هست افزونی هر ذاتی دلیل کو بود حادث به علتها علیل
❋