دفتر ۴  ·  12 beyts

بخش ۷ - معشوق را زیر چادر پنهان کردن جهت تلبیس و بهانه گفتن زن کی ان کید کن عظیم

با این بخش گفت‌وگو کن — ask the Masnavi about this section

پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →
  1. M4:184 چادر خود را برو افکند زود مرد را زن ساخت و در را بر گشود
  2. M4:185 زیر چادر مرد رسوا و عیان سخت پیدا چون شتر بر نردبان
  3. M4:186 گفت خاتونیست از اعیان شهر مر ورا از مال و اقبالست بهر
  4. M4:187 در ببستم تا کسی بیگانه‌ای در نیاید زود نادانانه‌ای
  5. M4:188 گفت صوفی چیستش هین خدمتی تا بر آرم بی‌سپاس و منتی
  6. M4:189 گفت میلش خویشی و پیوستگیست نیک خاتونیست حق داند که کیست
  7. M4:190 خواست دختر را ببیند زیر دست اتفاقا دختر اندر مکتبست
  8. M4:191 باز گفت ار آرد باشد یا سبوس می‌کنم او را به جان و دل عروس
  9. M4:192 یک پسر دارد که اندر شهر نیست خوب و زیرک چابک و مکسب کنیست
  10. M4:193 گفت صوفی ما فقیر و زار و کم قوم خاتون مال‌دار و محتشم
  11. M4:194 کی بود این کفو ایشان در زواج یک در از چوب و دری دیگر ز عاج
  12. M4:195 کفو باید هر دو جفت اندر نکاح ورنه تنگ آید نماند ارتیاح

↓ download .txt ↓ JSON