دفتر ۴ · 24 beyts
بخش ۸۵ - شخصی به وقت استنجا میگفت اللهم ارحنی رائحة الجنه به جای آنک اللهم اجعلنی من التوابین واجعلنی من المتطهرین کی ورد استنجاست و ورد استنجا را به وقت استنشاق میگفت عزیزی بشنید و این را طاقت نداشت
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M4:2218 آن یکی در وقت استنجا بگفت که مرا با بوی جنت دار جفت
- M4:2219 گفت شخصی خوب ورد آوردهای لیک سوراخ دعا گم کردهای
- M4:2220 این دعا چون ورد بینی بود چون ورد بینی را تو آوردی به کون
- M4:2221 رایحهٔ جنت ز بینی یافت حر رایحهٔ جنت کم آید از دبر
- M4:2222 ای تواضع برده پیش ابلهان وی تکبر برده تو پیش شهان
- M4:2223 آن تکبر بر خسان خوبست و چست هین مرو معکوس عکسش بند تست
- M4:2224 از پی سوراخ بینی رست گل بو وظیفهٔ بینی آمد ای عتل
- M4:2225 بوی گل بهر مشامست ای دلیر جای آن بو نیست این سوراخ زیر
- M4:2226 کی ازین جا بوی خلد آید ترا بو ز موضع جو اگر باید ترا
- M4:2227 همچنین حب الوطن باشد درست تو وطن بشناس ای خواجه نخست
- M4:2228 گفت آن ماهی زیرک ره کنم دل ز رای و مشورتشان بر کنم
- M4:2229 نیست وقت مشورت هین راه کن چون علی تو آه اندر چاه کن
- M4:2230 محرم آن آه کمیابست بس شب رو و پنهانروی کن چون عسس
- M4:2231 سوی دریا عزم کن زین آبگیر بحر جو و ترک این گرداب گیر
- M4:2232 سینه را پا ساخت میرفت آن حذور از مقام با خطر تا بحر نور
- M4:2233 همچو آهو کز پی او سگ بود میدود تا در تنش یک رگ بود
- M4:2234 خواب خرگوش و سگ اندر پی خطاست خواب خود در چشم ترسنده کجاست
- M4:2235 رفت آن ماهی ره دریا گرفت راه دور و پهنهٔ پهنا گرفت
- M4:2236 رنجها بسیار دید و عاقبت رفت آخر سوی امن و عافیت
- M4:2237 خویشتن افکند در دریای ژرف که نیابد حد آن را هیچ طرف
- M4:2238 پس چو صیادان بیاوردند دام نیمعاقل را از آن شد تلخ کام
- M4:2239 گفت اه من فوت کردم فرصه را چون نگشتم همره آن رهنما
- M4:2240 ناگهان رفت او ولیکن چونک رفت میببایستم شدن در پی بتفت
- M4:2241 بر گذشته حسرت آوردن خطاست باز ناید رفته یاد آن هباست
❋