دفتر ۴  ·  14 beyts

بخش ۸۸ - بیان آنک عهد کردن احمق وقت گرفتاری و ندم هیچ وفایی ندارد کی لو ردوالعادوا لما نهوا عنه و انهم لکاذبون صبح کاذب وفا ندارد

با این بخش گفت‌وگو کن — ask the Masnavi about this section

پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →
  1. M4:2284 عقل می‌گفتش حماقت با توست با حماقت عقل را آید شکست
  2. M4:2285 عقل را باشد وفای عهدها تو نداری عقل رو ای خربها
  3. M4:2286 عقل را یاد آید از پیمان خود پردهٔ نسیان بدراند خرد
  4. M4:2287 چونک عقلت نیست نسیان میر تست دشمن و باطل کن تدبیر تست
  5. M4:2288 از کمی عقل پروانهٔ خسیس یاد نارد ز آتش و سوز و حسیس
  6. M4:2289 چونک پرش سوخت توبه می‌کند آز و نسیانش بر آتش می‌زند
  7. M4:2290 ضبط و درک و حافظی و یادداشت عقل را باشد که عقل آن را فراشت
  8. M4:2291 چونک گوهر نیست تابش چون بود چون مذکر نیست ایابش چون بود
  9. M4:2292 این تمنی هم ز بی‌عقلی اوست که نبیند کان حماقت را چه خوست
  10. M4:2293 آن ندامت از نتیجهٔ رنج بود نه ز عقل روشن چون گنج بود
  11. M4:2294 چونک شد رنج آن ندامت شد عدم می‌نیرزد خاک آن توبه و ندم
  12. M4:2295 آن ندم از ظلمت غم بست بار پس کلام اللیل یمحوه النهار
  13. M4:2296 چون برفت آن ظلمت غم گشت خوش هم رود از دل نتیجه و زاده‌اش
  14. M4:2297 می‌کند او توبه و پیر خرد بانگ لو ردوا لعادوا می‌زند

↓ download .txt ↓ JSON