دفتر ۵ · 12 beyts
بخش ۱۱۸ - اشارت آمدن از غیب به شیخ کی این دو سال به فرمان ما بستدی و بدادی بعد ازین بده و مستان دست در زیر حصیر میکن کی آن را چون انبان بوهریره کردیم در حق تو هر چه خواهی بیابی تا یقین شود عالمیان را کی ورای این عالمیست کی خاک به کف گیری زر شود مرده درو آید زنده شود نحس اکبر در وی آید سعد اکبر شود کفر درو آید ایمان گردد زهر درو آید تریاق شود نه داخل این عالمست و نه خارج این عالم نه تحت و نه فوق نه متصل نه منفصل بیچون و بی چگونه هر دم ازو هزاران اثر و نمونه ظاهر میشود چنانک صنعت دست با صورت دست و غمزهٔ چشم با صورت چشم و فصاحت زبان با صورت زبان نه داخلست و نه خارج او نه متصل و نه منفصل والعاقل تکفیه الاشارة
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M5:2782 تا دو سال این کار کرد آن مرد کار بعد از آن امر آمدش از کردگار
- M5:2783 بعد ازین میده ولی از کس مخواه ما بدادیمت ز غیب این دستگاه
- M5:2784 هر که خواهد از تو از یک تا هزار دست در زیر حصیری کن بر آر
- M5:2785 هین ز گنج رحمت بیمر بده در کف تو خاک گردد زر بده
- M5:2786 هر چه خواهندت بده مندیش از آن داد یزدان را تو بیش از بیش دان
- M5:2787 دست زیر بوریا کن ای سند از برای رویپوش چشم بد
- M5:2788 پس ز زیر بوریا پر کن تو مشت ده به دست سایل بشکسته پشت
- M5:2789 بعد ازین از اجر ناممنون بده هر که خواهد گوهر مکنون بده
- M5:2790 رو ید الله فوق ایدیهم تو باش همچو دست حق گزافی رزق پاش
- M5:2791 وام داران را ز عهده وا رهان همچو باران سبز کن فرش جهان
- M5:2792 بود یک سال دگر کارش همین که بدادی زر ز کیسهٔ رب دین
- M5:2793 زر شدی خاک سیه اندر کفش حاتم طایی گدایی در صفش
❋