دفتر ۵ · 35 beyts
بخش ۱۳۸ - پرسیدن پادشاه قاصدا ایاز را کی چندین غم و شادی با چارق و پوستین کی جمادست میگویی تا ایاز را در سخن آورد
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M5:3245 ای ایاز این مهرها بر چارقی چیست آخر همچو بر بت عاشقی
- M5:3246 همچو مجنون از رخ لیلی خویش کردهای تو چارقی را دین و کیش
- M5:3247 با دو کهنه مهر جان آمیخته هر دو را در حجرهای آویخته
- M5:3248 چند گویی با دو کهنه نو سخن در جمادی میدمی سر کهن
- M5:3249 چون عرب با ربع و اطلال ای ایاز میکشی از عشق گفت خود دراز
- M5:3250 چارقت ربع کدامین آصفست پوستین گویی که کرتهٔ یوسفست
- M5:3251 همچو ترسا که شمارد با کشش جرم یکساله زنا و غل و غش
- M5:3252 تا بیامرزد کشش زو آن گناه عفو او را عفو داند از اله
- M5:3253 نیست آگه آن کشش از جرم و داد لیک بس جادوست عشق و اعتقاد
- M5:3254 دوستی و وهم صد یوسف تند اسحر از هاروت و ماروتست خود
- M5:3255 صورتی پیدا کند بر یاد او جذب صورت آردت در گفت و گو
- M5:3256 راز گویی پیش صورت صد هزار آن چنان که یار گوید پیش یار
- M5:3257 نه بدانجا صورتی نه هیکلی زاده از وی صد الست و صد بلی
- M5:3258 آن چنان که مادری دلبردهای پیش گور بچهٔ نومردهای
- M5:3259 رازها گوید به جد و اجتهاد مینماید زنده او را آن جماد
- M5:3260 حی و قایم داند او آن خاک را چشم و گوشی داند او خاشاک را
- M5:3261 پیش او هر ذرهٔ آن خاک گور گوش دارد هوش دارد وقت شور
- M5:3262 مستمع داند به جد آن خاک را خوش نگر این عشق ساحرناک را
- M5:3263 آنچنان بر خاک گور تازه او دمبدم خوش مینهد با اشک رو
- M5:3264 که بوقت زندگی هرگز چنان روی ننهادست بر پور چو جان
- M5:3265 از عزا چون چند روزی بگذرد آتش آن عشق او ساکن شود
- M5:3266 عشق بر مرده نباشد پایدار عشق را بر حی جانافزای دار
- M5:3267 بعد از آن زان گور خود خواب آیدش از جمادی هم جمادی زایدش
- M5:3268 زانک عشق افسون خود بربود و رفت ماند خاکستر چو آتش رفت تفت
- M5:3269 آنچ بیند آن جوان در آینه پیر اندر خشت میبیند همه
- M5:3270 پیر عشق تست نه ریش سپید دستگیر صد هزاران ناامید
- M5:3271 عشق صورتها بسازد در فراق نامصور سر کند وقت تلاق
- M5:3272 که منم آن اصل اصل هوش و مست بر صور آن حسن عکس ما بدست
- M5:3273 پردهها را این زمان برداشتم حسن را بیواسطه بفراشتم
- M5:3274 زانک بس با عکس من در بافتی قوت تجرید ذاتم یافتی
- M5:3275 چون ازین سو جذبهٔ من شد روان او کشش را مینبیند در میان
- M5:3276 مغفرت میخواهد از جرم و خطا از پس آن پرده از لطف خدا
- M5:3277 چون ز سنگی چشمهای جاری شود سنگ اندر چشمه متواری شود
- M5:3278 کس نخواهد بعد از آن او را حجر زانک جاری شد از آن سنگ آن گهر
- M5:3279 کاسهها دان این صور را واندرو آنچ حق ریزد بدان گیرد علو
❋