دفتر ۵ · 18 beyts
بخش ۱۴۹ - قصد انداختن مصطفی علیهالسلام خود را از کوه حری از وحشت دیر نمودن جبرئیل علیهالسلام خود را به وی و پیدا شدن جبرئیل به وی کی مینداز کی ترا دولتها در پیش است
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M5:3529 مصطفی را هجر چون بفراختی خویش را از کوه میانداختی
- M5:3530 تا بگفتی جبرئیلش هین مکن که ترا بس دولتست از امر کن
- M5:3531 مصطفی ساکن شدی ز انداختن باز هجران آوریدی تاختن
- M5:3532 باز خود را سرنگون از کوه او میفکندی از غم و اندوه او
- M5:3533 باز خود پیدا شدی آن جبرئیل که مکن این ای تو شاه بیبدیل
- M5:3534 همچنین میبود تا کشف حجاب تا بیابید آن گهر را او ز جیب
- M5:3535 بهر هر محنت چو خود را میکشند اصل محنتهاست این چونش کشند
- M5:3536 از فدایی مردمان را حیرتیست هر یکی از ما فدای سیرتیست
- M5:3537 ای خنک آنک فدا کردست تن بهر آن کارزد فدای آن شدن
- M5:3538 هر یکی چونک فدایی فنیست کاندر آن ره صرف عمر و کشتنیست
- M5:3539 کشتنی اندر غروبی یا شروق که نه شایق ماند آنگه نه مشوق
- M5:3540 باری این مقبل فدای این فنست کاندرو صد زندگی در کشتنست
- M5:3541 عاشق و معشوق و عشقش بر دوام در دو عالم بهرمند و نیکنام
- M5:3542 یا کرامی ارحموا اهل الهوی شانهم ورد التوی بعد التوی
- M5:3543 عفو کن ای میر بر سختی او در نگر در درد و بدبختی او
- M5:3544 تا ز جرمت هم خدا عفوی کند زلتت را مغفرت در آکند
- M5:3545 تو ز غفلت بس سبو بشکستهای در امید عفو دل در بستهای
- M5:3546 عفو کن تا عفو یابی در جزا میشکافد مو قدر اندر سزا
❋