دفتر ۵ · 20 beyts
بخش ۱۵۱ - دو بار دست و پای امیر را بوسیدن و لابه کردن شفیعان و همسایگان زاهد
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M5:3557 آن شفیعان از دم هیهای او چند بوسیدند دست و پای او
- M5:3558 کای امیر از تو نشاید کین کشی گر بشد باده تو بیباده خوشی
- M5:3559 باده سرمایه ز لطف تو برد لطف آب از لطف تو حسرت خورد
- M5:3560 پادشاهی کن ببخشش ای رحیم ای کریم ابن الکریم ابن الکریم
- M5:3561 هر شرابی بندهٔ این قد و خد جمله مستان را بود بر تو حسد
- M5:3562 هیچ محتاج می گلگون نهای ترک کن گلگونه تو گلگونهای
- M5:3563 ای رخ چون زهرهات شمس الضحی ای گدای رنگ تو گلگونهها
- M5:3564 باده کاندر خنب میجوشد نهان ز اشتیاق روی تو جوشد چنان
- M5:3565 ای همه دریا چه خواهی کرد نم وی همه هستی چه میجویی عدم
- M5:3566 ای مه تابان چه خواهی کرد گرد ای که مه در پیش رویت رویزرد
- M5:3567 تاج کرمناست بر فرق سرت طوق اعطیناک آویز برت
- M5:3568 تو خوش و خوبی و کان هر خوشی تو چرا خود منت باده کشی
- M5:3569 جوهرست انسان و چرخ او را عرض جمله فرع و پایهاند و او غرض
- M5:3570 ای غلامت عقل و تدبیرات و هوش چون چنینی خویش را ارزان فروش
- M5:3571 خدمتت بر جمله هستی مفترض جوهری چون نجده خواهد از عرض
- M5:3572 علم جویی از کتبها ای فسوس ذوق جویی تو ز حلوا ای فسوس
- M5:3573 بحر علمی در نمی پنهان شده در سه گز تن عالمی پنهان شده
- M5:3574 می چه باشد یا سماع و یا جماع تا بجویی زو نشاط و انتفاع
- M5:3575 آفتاب از ذرهای شد وام خواه زهرهای از خمرهای شد جامخواه
- M5:3576 جان بیکیفی شده محبوس کیف آفتابی حبس عقده اینت حیف
❋